اجرای شیوه های مشتری مداری در شعب بانکی

 

مشتری مداری در بانک یک اصل است و مشتریان دارایی ناملموس بانکها و موسسات مالی به شمار می آیند . اگرچه مشتری در ترازنامه مالی بانک جایگاهی ندارد ، اما دوام و بقای یک موسسه یا بانک در گرو جلب رضایت مشتریان است . در گذشته میزان سهم بازار موفقیت بانک را رقم می زد ، اما امروزه این موفقیت به میزان وفاداری مشتریان بستگی دارد . امروزه در بانکداری اصل بر مشتری مداری ، کسب رضایت مشتری ، حفظ مشتری و میزان وفاداری مشتریان می باشد . در این راستا برقراری روابط مناسب و صحیح کارکنان با مشتریان موجب رضایت مشتریان و رضایت مشتریان وفاداری آنها به بانک را فراهم می کند ، و یک مشتری وفادار نسبت به بانک تعهد پیدا کرده و همواره تلاش می کند تا تمام فعالیت و امور بانکی خود را در همان بانک انجام دهد .

مقدمه :
لحظه ورود مشتری به شعبه لحظه مهمی است ، تاثیری که ما در چند ثانیه اول روی مشتری می گذاریم در حفظ او به عنوان یک مشتری همیشگی بسیار موثر است .مشتریان راضی منبع سود شرکتها هستند . شرکتهایی که نمی توانند مشتریان را راضی نگهدارند ، در دراز مدت از بازار حذف خواهند شد . ارائه خدمات به مشتریان با کیفیت عالی و بطور مستمر ، موجب ایجاد مزیتهای رقابتی برای شرکت می شود .مثلا" می توانیم به موفقیت بانک رفاه کشورمان اشاره کنیم ، به گزارش عصر ایران به نقل از روابط عمومی بانک رفاه ، بر اساس طرح سنجش میزان رضایت مشتریان از نحوه ارائه خدمات دستگاههای عمومی و دولتی که هر سال از سوی معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور انجام می شود بانک رفاه در سال 88 و برای ششمین سال متوالی رتبه نخست مشتری مداری در گروه بانک و بیمه و رتبه دوم در بین کلیه دستگاههای اجرایی کشور را به خود اختصاص داده است که این امر به دلیل میزان اعتماد به مشتریان و نحوه اطلاع رسانی صحیح به آنها بوده است .

 

توجه: در هندوستان بر سردر همه بانکها یا شرکتهای بیمه ای لوحی آویخته اند و بر آن این کلمات مشاهده می شود :
• مشتری را ارباب خود بدانیم ، نه مزاحم .
• او رئیس ما است نه ما رئیس او
• او به ما خدمت می کند نه ما به او
• او تامین کننده زندگی ماست .
• او ارباب ما است .
• با مراجعه به ما بر ما منت می گذارد .
• این کلمات در حقیقت آموزه های گاندی رهبر استقلال هند است ، او با این آموزه در نیمه دوم قرن بیستم به هندی ها آموخت چگونه کسب و کار کنند و به چه وسیله در کسب و کار خود موفق باشند .

 

راههای تحقق مشتری مداری :
1- اولویت خواسته مشتری " احترام " است . مشتری به عنوان یک شخص و یک انسان ، دارای هویتی مستقل و شخصیتی مدنی است که همیشه دوست دارد این هویت و شخصیت پاس داشته شود و از یک دیدگاه محترمانه به وی نگریسته شود .
2-مشتری در نگاه اول خود ظاهر " آراسته ، مرتب ، منظم و تمیز " کارکنان و محلی که در آن وارد می شود را می سنجد و هر چقدر این ظاهر آراسته تر باشد ، تشویش های درونی مشتری کمتر و کمتر می شود و جای خود را به آرامش و احساس رضایت خواهد داد .
3- وجود کالاهای " موردنیاز " مشتری در واحد خدماتی می تواند اطمینان وی را به آن واحد افزون کند . وقتی مشتری را به خاطر نداشتن کالایی از خود دور می کنیم ، یقینا" برگشت او را به سوی خود با تردید جدی مواجه کرده ایم .
4- برای مشتری " کیفیت خدمات " مهمترین عامل مراجعه به یک واحد خدماتی است . مدیرانی موفق هستند که این کیفیت را برای مشتریان خود " تضمین " کنند .
5- برای مشتری" قیمت و بهای خدمات" ارائه شده مهم است . مشتری قبل از اینکه به موسسه شما بیاید ، یقینا" به چند موسسه دیگر سر زده است و کما بیش از وضعیت نرخهای بازار آگاه شده است .
6- مشتری انتظار دارد در حداقل " زمان " خدمات ارائه شده به وی صورت گیرد و از طولانی شدن زمان هراس دارد.
7- دستیابی مشتریان به" رده های بالاتر" می تواند مشتری را برای مراجعات بعدی مصمم تر کند .
8- ایجاد تحول و تنوع در محیط کاری بر اساس" پیشنهاد " مشتریان ، آنها را در همکاری با موسسه ترغیب کرده و با این کار آنها خود را جزیی از موسسه خواهند پنداشت .
9- رضایت همکاران عامل اصلی برای " رضایت مشتریان " است . هرگاه در یک موسسه کارمندان از میزان رفاه و دستمزد خویش ناراضی باشند ، بدون شک همان میزان نارضایتی را به مشتریان انتقال خواهند داد.
10- به طور کلی می توان گفت ایجاد " روح اعتماد " و " صداقت " در محیط کار از پارامترهای استوار مشتری مداری است و باید به این نکته ایمان بیاوریم که حیات اقتصادی ما به رضایت مشتریان ما وابسته است و بدون حضور مشتری ما هم نخواهیم بود .

 

روشهای جذب مشتری :
1- شما می توانید برخوردی را با مشتری داشته باشید تا به شما و کار شما علاقه مند گردد و از این راه مشتری را به سوی خود بکشید.
2- فروشهای رقابتی : در اینجا رسانه ها نقش موثری در پیشبرد اهداف شرکت دارند و مردم هنگامی که بوسیله ای نیاز دارند آنچه را که شما می فروشید به خاطر می آورند و از شما خرید می کنند .
3- دعوت و ایجاد انگیزه
4- حفظ مشتریانی که به تازگی به شما مراجعه کردند این ارزانترین شکل داشتن مشتری است آنها پیش از این با شما آشنا گشته اند و اگر درست برخورد کنید به شما وفادار می باشند .
5- شبکه سازی :

مشتریان شما بهترین مبلغان فروش کالای شما هستند . مشتری هنوز به قوت خود پایدار است و همیشه به همین منوال خواهد ماند و قویترین شکل تبلیغات فروش می باشد . 

6- بازگرداندن مشتریانی که از دست داده ایم .
شاخصهای مشتری مداری در بانکها :
1- اولین شاخص تامین مدام و همگام با تغییرات محصول و سرویس موردنیاز مشتری است .
2- شاخص بعدی خلق ارزش برای مشتری است .
3- در نهایت جلب رضایت مشتری با استفاده از ابزارها و شیوه های مختلف ارائه خدمت است .
سه کلید موفقیت یک بانک :
• در صرف وقت برای پاسخگویی به مشتری
• در ابراز توجه به مشتری
• در تشکر کردن از مشتری سخاوتمند باشیم .

 

اجرای مشتری مداری نوین در بانکها :
1- حفظ مشتری های کنونی بدون هراس از تهدید رقبا
2- کسب منافع و درآمد بیشتر از مشتریان کلیدی کنونی و افزایش سهم بانک از هر مشتری
3- کاهش قابل توجه هزینه های سپرده ها ( منابع ) و افزایش چشمگیر بازدهی مصارف
4- جذب مشتریان کلیدی و تراز اول سایر بانکها
5- جذب مشتریان سایر بانکها از طریق به راه اندازی تبلیغات دهان به دهان مثبت مشتریان کنونی
اصول کلی که بانکها ملزم به رعایت آن هستند عبارتند از :
1- مهمترین اصل و پایه بانک ، مشتری است . رضایت و ارائه خدمات سریع و به دور از بوروکراسی برابر قانون وظیفه هر بانکداری می باشد .
2- بانکدار نقش امانت دار را ایفا می کند و موجودی و ذخایر پولی او متعلق به سپرده گذاران است .
3- بانکها طبق قانون نقش نگهدارنده وجوه شهروندان را بر عهده دارند و باید این وجوه را صرف اهداف سازنده و زیربنایی و توسعه و اعتلای مملکت کنند و در هر استراتژی بازاریابی به این اصل باید توجه جدی شود
4- انتظار می رود بانکها بیش از حداکثرسازی بازدهی ، ریسک خود را به حداقل ممکن برسانند .
5- بانکها در هر شرایط اقتصادی ، مطلوب یا نامطلوب ملزم به ارائه خدمات هستند .

 

نکاتی ضروری در مورد حفظ مشتری :
1- هزینه جذب یک مشتری جدید ، بین 5 تا 11 برابر نگهداری یک مشتری قدیم است .
2- برای افزایش 2 درصدی مشتری ، باید 10 درصد هزینه کرد .
3- ضرر و زیان از دست دادن یک مشتری ، در حکم فرار 100 مشتری دیگر است .
4- معادل 98 درصد مشتریان ناراضی ، بدون شکایت به سمت رقبا می روند .
5- احتمال اینکه مشتریان کاملا" راضی ( شاد ) مجددا" از شرکت شما خرید کنند ، 6 برابر مشتریان فقط راضی است .

 

پیشنهادات :
1-هرگز چپ چپ به مشتری نگاه نکنیم .
2- موقع انجام دادن کار مشتری آه نکشیم .
3- موقع کار ، با تلفن حتی تلفن همراه صحبت نکنیم .
4- بطور کلی از هیچ موضوعی انتقاد نکنیم .
5- مشکل خود را به رخ مشتری نکشید .


نتیجه می گیریم که:
1- رضایت مشتری ، مهمترین اولویت مدیریتی در مقابل اهداف دیگری چون سودآوری ، سهم بیشتر بازار ، توسعه محصول و ... می باشد.
2- ارزشمندترین دارایی هر سازمان ، اعتماد و اطمینان مشتریان است.
3- انتخاب مشتری دایمی و وفادار ، تنها شرط بقای دایمی و استمرار فعالیتهای کارآمد هر شرکتی است.
4- مدیران ارشد باید شخصا" الگوی پایبندی در قبال رضایت مشتری باشند.

نکات مشتری مداری در بانک ها

 

امروزه دنیای کسب و کار بر پایه مشتری مداری و رضایتمندی مشتریان استوار شده است به گونه ای که گسترش و ارایه خدمات بدون در نظر گرفتن این اصل نه تنها مشکل بلکه غیر ممکن است.

سازمانهای مشتری مدار درک این سخن که همیشه حق با مشتری است را سر لوحه برنامه های خویش می دانند زیرا حضور مشتری در یک واحد اقتصادی علاوه بر آنکه سود مالی به دنبال دارد، امکان رقابت را نیز فراهم می سازد. برای همین احترام به ارباب رجوع و تکریم مشتریان سالهاست که در دنیا رواج پیدا کرده است.

مسلماً براي مشتريان مشکلات سازمانها اهميت ندارد بلكه آنها مي‌خواهند كسي مشكلاتشان را حل نمايد و سازمان مشتري مدار سازماني است كه پاسخگویی به همین مشکلات را هدف خود می داند و رضايت مشتري را سرمايه خود و ضامن برگشت سرمايه سازمان مي‌دانند.

از طرفی بدون شک ملاك واقعي برای ارزش گذاری يك شركت، میزان رضايت مشتريان است چیزی که اگر نباشد هيچ كسب و كاري نمي‌تواند ادامه حيات داده و ايجاد شغل نموده و يا زندگي كساني را كه در آن كار كرده و به مردم خدمت ارائه مي‌دهند تأمين نمايد.

تقریبا از اواخر سالهای دهه هفتاد با آغاز به کار بانک های خصوصی در ایران نگرش ها و دیدگاه های تازه ای وارد حوزه بانکداری شده است و خدمات بهتر و شایسته تر به مشتریان هدف اصلی بانکها قرار گرفته است.زیرا بانکها بدون نگرشی مشتري مدارانه و بدون ايجاد ارتباط مناسب با مشتريان خود نمي‌توانند موفقيتي حاصل كند. لذا در دنياي سازمانهای مشتري مدار، بانکها بایستی مشتري مداری را زيربناي تمامی فعاليت‌هاي تجاري و اقتصادي خود سازند.

 

 مسلما بایستی به دنبال پاسخگویی به این سئوال باشیم که یک بانک مشتری مدار چه باید انجام دهد تا بتواند به اهداف خود نزدیک شود. اهدافی که بقا و توسعه آن را تضمین می کند. برای این منظور محورهای اساسی زیر به عنوان اصول مشتری مداری در بانکها بایستی مد نظر قرار گیرد:

اعتقاد به مشتری: آنچه باعث موفقیت برخی سازمان ها در اجرای طرح های مشتری مداری شده است در درجه نخست اعتقاد کامل به نقش و جایگاه مشتری و ارباب رجوع در بقا و تداوم کاری سازمان است و در درجه بعد ایجاد ساختار سازمانی بر مبنای مشتری مداری و مشتری محوری است. این موضوع دارای اهمیت زیادی است به گونه ای که امروز سازمان های بین المللی در سطح بازار رقابت پیوسته در حال پژوهش در جهت ایجاد روشهای جدید و کارآمد به منظور جذب و جلب و رضایتمندی مشتریان هستند.

مدیران مردمدار: بانکها اگر می خواهند موفق باشند بایستی مدیرانی را به خدمت بگیرد که ظرفيت انتقادپذيري سازمان را افزايش مي‌دهند و نسبت به حقوق مشتریان و جامعه حساس هستند و کارکنان را مهمترین مشتریان هر سازمانی می دانند زیرا اگر رضایتمندی کارکنان به دست نیاید دستیابی به رضایتمندی مشتریان امکان پذیر نیست.

جذب كاركنان مشتري مدار: کارکنانی بایستی استخدام شوند که زیربنایی اخلاقی و اجتماعی مطلوب داشته باشند کارکنانی که به سوالات مشتري پاسخ مناسب مي دهند و حرف هاي مشتري خوب گوش مي دهند. و شكايت و اشكالات وارده را بطور دقيق و در اسرع وقت رفع كنند. زیرا سازمانی می تواند در این راه موفق شود که هر عضوي از آن مفهوم مشتري مداري و رضايت مشتري را بخوبي درك كرده باشد.

آموزش مستمر: مهمترین نکته ای که باید در تولید و توسعه نگرش مشتری مداری بانکها اشاره کنیم تلاش و سرمایه گذاری گسترده بانکها در مقوله آموزش نیروها به ویژه افرادی است که در پشت باجه اولین برخورد را با مشتری دارند. زیرا لازم است کارمند مفهوم خدمات را به طور جامع درك كرده باشد تا به طور صحيح عمل نمايد. آموزش و فراگيري مستمر موجب رشد کارکنان مي‌شود و كاركنان را تبديل به منابعی ارزشمند برای رقابت با سایر بانکها مي‌كند.

تجهیز به تکنولوژیهای روز: شاید مهمترین علت موفقیت بانکها در جلب رضایت مشتریان همگام شدن آنها با فناوریهای بانکداری الکترونیکی باشد به گونه ای که سیستم های یکپارچه بانکی این فرصت را به مشتری خود می دهد که مشتری بانک آنها باشد نه مشتری شعبه. از طرفی سیستمهای الکترونیکی سهولت ارتباط مشتریان با بانکها و سرعت دسترسی به خدمات را افزایش می دهد. سرعت در ارایه خدمات در دو بعد فیزیکی و مجازی یکی از اصلی ترین امکانات سیستمهای بانکهاب الکترونیکی است.

صدای مشتریان ناراضی را بشنوید

چکیده: اصلاح و بهبود تعاملات با مشتریان هیچ‌گاه به اندازه زمان حاضر حائز اهمیت نبوده است، به‌ویژه در دورانی که شبکه‌‏های اجتماعی امکانات گسترده‏ تری را برای شنیده شدن صدای مشتریان ناراضی فراهم کرده‌اند. بسیاری از شرکت‌ها قصد دارند سطح خدمات مشتریان‏شان را بهبود بخشند، اما سوال این است، چگونه؟

راهکار رایج اغلب شرکت‌ها در این زمینه، بازنویسی توضیحات ارائه شده از سوی کارکنان بخش ارتباط با مشتریان و اجرای طرح‌های آزمایشی (پایلوت) است. این راهکارها ممکن است به بهبود تدریجی منجر شوند که برای شرکت‌هایی که خدمات مشتریان‏شان در وضعیت مطلوبی قرار دارد، قابل قبول است. اما اگر عملکرد خدمات مشتریان نامطلوب بوده یا اوضاع کسب‌وکار خراب باشد و مشتریان دارای حق انتخاب قابل‌توجهی باشند، آن وقت چه باید کرد؟


جوچن ویرتز (Jochen Wirtz) و ران کافمن (Ron Kaufman) دو محقق و مشاور مقیم سنگاپور در همین راستا، یک تغییر عمیق‏تر در فرهنگ سازمانی را پیشنهاد می‏دهند. آن‌ها بر مبنای تجربه ۲۵ ساله خود در زمینه خدمات مشتریان، استفاده از چهار راهکار زیر را به صورت تکی یا ترکیبی، کلید ایجاد تحول در خدمات مشتریان می‏دانند:
۱) همان ابتدای کار سراغ کارکنانی که با مشتریان در ارتباط هستند نروید: به جای آن مطمئن شوید بخش‏هایی که با مشتریان در ارتباط هستند (مانند فروش، خدمات پس از فروش و غیره)، از پشتیبانی خوبی برخوردار هستند. افرادی که در بخش خدمات مشتریان فعال هستند، می‏دانند که داشتن مشتریان راضی در کار آنها تا چه حد مهم است و در اغلب مواقع مشکل اصلی در بخش انبار، فناوری اطلاعات یا سایر بخش‏های داخلی شرکت است که نیازهای همکاران خود که در صف اول ارتباط با مشتریان قرار دارند را به درستی تامین نمی‏کنند. در این مواقع بازآموزی کارکنانی که در ارتباط با مشتریان هستند، صرفا اتلاف وقت و نارضایتی این دسته از کارکنان را به دنبال خواهد داشت. بنابراین به هنگام آموزش به همه کارکنان توجه داشته باشید و در ابتدا روی بخش‏‌های داخلی شرکت که تامین‏کننده محصولات و خدمات هستند، متمرکز شوید. در سال ۲۰۰۹، شرکت نوکیا زیمنس یک برنامه آموزشی را برای نمایندگان بخش‌‏های فروش و خدمات مشتریانش اجرا کرد، اما به توفیق چندانی دست نیافت. مشکل اصلی از کارکنان بخش توسعه نرم ‏افزار و سخت‏‌افزار بود که در مقابل تغییرات و برآورده کردن نیازهای همکاران خود در بخش فروش و خدمات مشتریان مقاومت می‏کردند و آنها را غیرضروری و غیرمنطقی می‏‌دانستند. بعد از چند ماه آموزش غیرمولد و کم‏ اثر، شرکت به این جمع‏ بندی رسید که آموزش‏‌ها را برای کارکنان بخش‌‏های توسعه نرم ‏افزار و سخت ‏افزار نیز اجرا کند. سال بعد میزان رضایت از خدمات در میان مشتریان اصلی به میزان ۲۰ درصد افزایش یافت.


۲) آموزش‏ها را به یک مهارت یا زمینه کاری خاص محدود نکنید: به کارکنان به صورت عمومی راجع به آنچه «خدمات ممتاز» نامیده می‏شود آموزش بدهید. شرکت‌ها اغلب هزینه‏‌های هنگفتی را صرف آموزش کارکنان‏شان می‏کنند تا آنها دقیقا بر اساس فرآیندها و فلوچارت‏‌ها با مشتریان گفت‌وگو کنند (مثلا اگر مشتری راجع به X صحبت کرد، کارمند باید پاسخ Y را به او بدهد). سپس آنها به رصد کردن تماس‏‌های تلفنی می‏پردازند یا در قالب جا زدن خود به عنوان مشتری، رفتار کارکنان بخش خدمات مشتریان را کنترل می‏‌کنند تا مطمئن شوند که کارکنان از قوانین وضع شده پیروی می‏‌کنند. اما در عمل کارمندی که بیش از حد در یک چارچوب خشک عمل کرده و از روی یک متن ثابت صحبت می‏کند، اغلب راجع به نیازهای واقعی مشتری از خود همدلی و خلاقیت کمتری نشان می‏دهد. یک رویکرد موثرتر در این زمینه، متقاعدسازی کارکنان برای در پیش گرفتن یک تعریف یکپارچه‏‌نگر از خدمات مشتریان است: برای دیگران در درون و خارج از سازمان ارزش ایجاد کنید. به آنها بیاموزید که ابتدا دغدغه ‏های مشتریان را به رسمیت بشناسند و سپس اقدام به عمل کنند. کارکنان باید به‌طور مداوم از خود بپرسند: «من قرار است به چه کسی خدمات ارائه بدهم، آنها به چه چیزی نیاز دارند و برای آن بیش از همه ارزش قائل می‏شوند؟»


۳) تغییرات را صرفا آزمایش نکنید بلکه آنها را عملی کنید: عقل سلیم می‏‌گوید که اگر آزمایش کوچکی موفق بود، می‏توان آن را در مقیاس گسترده‌‏تری نیز اجرا کرد. شاید این برای تغییرات جزئی عملی باشد، اما برای تغییرات محسوس‌‏تر شرکت‌ها باید تحرک بیشتری از خود نشان دهند و چشم‏اندازشان را بلندمدت‏تر در نظربگیرند. در سال ۲۰۱۲ شرکت هواپیمایی موریس از مشکلات عدیده‏ای رنج می‏برد: علاوه‌بر زیان ۳۰ میلیون دلاری، خدمات مشتریان نامطلوب و اعتماد به نفس پایین کارکنان، آنها با نارضایتی‏‌های صنفی و خطر واگذاری سهم بازار به رقبای خاورمیانه ‏ای خود نیز روبه‌رو بودند.آندره ویلیجوئن (Andre Vilijoen) مدیرعامل جدید شرکت، هدف خود را «بازگشت به سوددهی و تبدیل شدن به یک هواپیمایی چهار ستاره» تعریف کرد و به تعبیر محققان «عظیم و سریع» عمل کرد. او در قالب برگزاری کارگاه‌های رهبری سازمانی برای مدیران ارشد، کارگاه‌های آموزش مدرسان برای کارکنان برگزیده و یک دوره دو روزه حل مسائل خدمات مشتریان برای همه کارکنان به بازآموزی نیروی انسانی سازمانش پرداخت. یک تیم چندمنظوره به طراحی و پیاده‌‏سازی اقدامات جدید برای افزایش سطح رضایت مشتریان مبادرت کردند که شامل مواردی همچون سرو غذای باکیفیت ‏تر و نوشیدنی بهتر، اجرای سرگرمی‏‌های داخل پرواز، فراهم کردن امکانات بهتر برای کودکان و در نظر گرفتن اتاق‏های استراحت جدید برای مسافران در فرودگاه می‏شد. بر اثر این اقدامات نه‌تنها سال بعد شرکت به سوددهی بازگشت، بلکه مطابق رده ‏بندی سایت معتبر Skytrax هواپیمایی موریس به لیست «۱۰هواپیمایی بهبود یافته» راه یافت. ضمن اینکه نرخ رضایتمندی مشتریان تا ۱۲ برابر افزایش پیدا کرد و نرخ ترک شغل توسط کارکنان به زیر ۵ درصد رسید.


۴) صرفا معیارهای قدیمی و سنتی خدمات مشتریان را دنبال نکنید: به جای نگرانی راجع به معیارهای سنتی رضایت مشتریان نظیر سهم پرداخت مشتری (Share of Wallet) و امتیاز خالص ارتقادهنده (Net Promoter Score)، سازمان‏ها باید به تعداد ایده‌‏های جدید ارزش‏آفرین که به اجرا در آمده ‏اند توجه کنند. این به آن معنا نیست که معیارهای سنتی بی‏‌اهمیت هستند، بلکه مطابق نظر محققان این‌ها «شاخص‏‌های تاخیرانداز» هستند یعنی می‏توانند تلاش‏ها برای رسیدن به تغییرات سریع و محسوس را با کندی مواجه کنند.
شرکت نوکیا زیمنس سال‏‌ها میزان رضایت مشتریان خود را با یک پرسشنامه طولانی ۱۵۰سوالی مورد سنجش قرار می‏داد که درک و به‌کارگیری داده‌‏های حاصل از آن دشوار بود. در سال ۲۰۱۰ شرکت رویکرد خود را به‌طور کلی تغییر داد و به جای پرسش‏های بلی یا خیر، از مشتریان پرسش‏هایی با انتهای باز پرسید. این تغییر، تمرکز کارکنان بخش خدمات مشتریان را نیز تغییر داد؛ حال آنها به جای آنکه به دنبال کسب امتیاز خاصی باشند، به دنبال راه‌هایی بودند که بتوانند مشتریان شادتری داشته باشند. لازم به ذکر است تا زمانی که رهبران سازمان از رویکردهای ساختارشکنانه حمایت جدی به‌عمل نیاورند، این رویکردها اجرایی نخواهند شد. عجیب نیست که بسیاری از موردکاوی‏‌های ذکر شده با حضور مدیران عامل جدید محقق شده است. اما برای شرکت‌هایی که به عللی همچون رقابت شدید، حاشیه سود کم و تغییر در سطح انتظارات مشتریان دچار مشکل شده‌‏اند، استفاده از این راهکارها می‏تواند تفاوت‏‌های محسوسی را در عملکرد و سودآوری شرکت ایجاد کند.

جایگاه بازاریابی در خدمات بانکی

 

نظام بانکی کشور نیازمند تحول در حوزه بازاریابی است اما تحولی که مبتنی بر گردش رقابتی، انگیزش لازم، دانش روز و رویکرد و رفتار حرفه ای باشد.

بازاریابی در نظام بانکی ایران خدمتی گمشده، فراموش شده و سرگردان است که نیاز به توجه جدی و فوری در سطح خرد و کلان دارد.

بازاریابی خدمات بانکی به دو دلیل هنوز نتوانسته جایگاه و ارزش واقعی خود را در نظام بانکی کشورمان بیابد. این دلایل عبارتند از:

1)    تصور غلط ( Misconception) که شامل بدفهمی، دیرفهمی و یادرک ناقص، سطحی و غیرواقعی بازاریابی می باشد.

2)    مدیریت غلط (Mismanagement) که شامل مدیریت ناتوان، ناوارد و گاهی سوء مدیریت بازاریابی است.

به عبارت دیگر، نتیجه تصور و درک نادرست و مدیریت غلط و ناتوان درمورد هر نوع پدیده از جمله بازاریابی خدمات بانکی، انتظارات کاذب از آن پدیده و اقدامات نامناسب، عدم کارایی و بازدهی و کاهش بهره وری می باشد.

بازاریابی در نظام بانکی ایران وقتی معنا، ارزش و جایگاه واقعی خود را پیدا می کند که صاحبان و مدیران بانک های کشور، بازاریابی و اهداف، وظایف و دستاوردهای آن را باور کرده و آن را در ذات همه امور و فعالیت ها و خدمات بانکی بدانند و بیابند.

 انحصاری و محدودبودن خدمات بانکی در ایران طی سال های طولانی و ناچاری و ناگزیری مشتریان برای پذیرش آنچه بانک ها ارایه می دادند، شرایطی را به وجود آورده بود که آن را بازار فروشنده می نامیم. در این شرایط، معمولاً بانک‏ها خدمات خود را به مشتری دیکته کرده و بسیاری از ابزارها و رفتارهای رقابتی نادیده گرفته می شوند. اما با تغییراتی که در نظام بانکی صورت گرفت و پیدایش چند بانک خصوصی، کم کم مشتریان قدرت انتخاب بیشتری پیدا کردند و خدمات متنوع تر، رفتارها بهتر و آمادگی برای تحول و رقابت افزایش یافت و "بازار خرید" جایگزین بازار فروشنده" شد. در این تغییر و دگرگونی ها، نوع نگرش و رویکرد بانکداران کشور تا حدی عوض شد و به تدریج واژه ها و مفاهیمی مانند رقابت، بازارگرایی، مشتری مداری و بازاریابی متداول گردید.

بازاریابی خدمات بانکی شامل سه رکن اساسی به شرح ذیل است که چنانچه هریک از آنها به درستی انجام شوند، خدمات بانکی کشور را متحول خواهندساخت .

1)    بازارشناسی: عبارت است از شناخت نظام بازار خدمات بانکی شامل جایگاه خدمات فعلی بانک ها و قوت ها و ضعف های آنها، انتظارات، خواسته ها، ایده ها و نظرات مشتریان، شرایط و عوامل محیطی اثرگذار برنظام بازار به ویژه سیاست های دولت و قوانین حاکم و حتی تحولات جهانی در نظام بانکی و الگوهای موفق در این نظام. در واقع، بازارشناسی زیربنای تحول در نظام بانکی است، زیرا نتیجه بازارشناسی که خود حاصل ارتباط دایم با بازار و انجام مطالعات و تحقیقات بازاریابی به شکل های گوناگون است، اطلاعات جامع، به روز، مرتبط و موردنیاز استراتژیست ها، برنامه ریزها، تصمیم گیرندگان و مدیران بانکی       می‏باشد.

2)    بازارسازی: بازارسازی عبارت است از استفاده از انواع تکنیک های ساده و پیچیده بازاریابی و استراتژی‏های رقابتی و رشد و توسعه و ابزارهای بازاریابی یا عناصر آمیخته بازاریابی جهت ایجاد و افزایش سهم بازار، سهم مشتری، سهم فرصت و منابع و منافع بیشتر و بهتر. بازارسازی درنظام بانکی نیازمند شناخت و درک مشتریان داخلی (کارکنان) و مشتریان بیرونی و ارتباط درست با آنها و پاسخگویی به نیازها و خواسته هایشان می باشد. بازارسازی در فضای رقابت نیازمند استراتژی‏های مناسب است. در نظام بانکی فعلی ایران که خدمات بانکی، محدود و تقریباً مشابه هستند، استراتژی مبتنی بر رفتار و اخلاق حرفه ای که بتواند مناسبات و ارتباط پایدار و قابل اعتماد و اطمینان به وجود آورد، می تواند نقش مهمی درجذب و جلب مشتریان و بازارسازی داشته باشد. در این میان، آگاهی از عناصر آمیخته بازاریابی خدمات بانکی و چگونگی استفاده از هر یک از پارامترهای مرتبط با آنها شامل نوع، تنوع، کیفیت و اندازه خدمات بانکی، نرخ ها و شرایط تسهیلات و اعتبارات، پوشش توزیع، زمان، مکان، امکانات و تجهیزات نوین برای ارایه و عرضه خدمات از جمله بانکداری الکترونیک و استفاده از ابزارها و شیوه های تبلیغ و ترویج و فروش خدمات و مدیریت ارتباط بامشتریان و به ویژه مدیریت نام و نشان تجاری نکاتی هستند که چنانچه در بازاریابی نوین نظام بانکی مورد توجه قرارگرفته و توسط نیروهای حرفه ای و با حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد به کارگرفته شوند، قوه رقابتی بانک ها را تقویت کرده و نوعی مزیت و شایستگی رقابتی برای آنان به ارمغان می‏آورد.

3)    بازاردارای: یکی از مهمترین وظایف بازاریابی در نظام بانکی کشور، حفظ سهم بازار، ارتباط پایدار با مشتریان و تبدیل مشتریان عادی به نیروهای طرفدار، هوادار و وفادار می باشد. هر اندازه رقابت بیشتر و شدیدتر می شود، وجود مشتریان وفادار و همیشگی ارزشمندتر خواهدشد، چراکه تحقیقات بازاریابی در دنیا نشان داده که هزینه یافتن مشتری جدید در شرکت ها و بنگاه ها با توجه به نوع تولیدات و خدمات 3 تا 30 برابر هزینه حفظ مشتریان فعلی است. بنابراین بازارداری باعث جلوگیری از هزینه های سرسام آور تبلیغات، مشتری یابی و جذب مشتریان جدید شده و نوعی اطمینان و آرامش برای ماندگاری در بازار به ویژه در شرایط رقابت فراهم می آورد .

ایجاد مرکز نظرسنجی و ارتباط با بازار، مدیریت ارتباط با مشتریان، رسیدگی سریع به شکایات مشتریان، ارایه خدمات ویژه به مشتریان کلیدی و همیشگی، عرضه خدمات جدید و متمایز، سهولت و سرعت بیشتر در ارایه خدمات برای مشتریان وفادار و توجه به نیازها و خواسته های فردی آنان و نیز ارایه مشاوره و راهنمایی های درست و تأسیس مراکز مشکل شناسی و مشکل گشایی از جمله مواردی هستند که نقش ارزنده‏ای در حفظ مشتریان فعلی دارند.

روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی

امروزه با پیشرفت و توسعه ی تکنولوژی ،جهان هستی بسیار کوچک می نماید. پهنه ی کره ی زمین با وجود وسایل ارتباطی دیگر نه دهکده ای جهانی ، بلکه سالن همایش بزرگی شده است که همگان از احوال و کردار یکدیگر باخبرند. دراین میان، مهمترین نقش ارتباط دهندگی و تعامل را روابط عمومی ها ایفا می نمایند.روابط عمومی ها ی مستقر در سازمان ها ،نهادها وارگان ها منعکس کننده ی اعمال ،کارکرد و رفتار اجزای سازمان ها ی مربوطه هستند.


روابط عمومی های خوب، نظام مند و به تعبیری صحیح تر ،علمی-اسلامی باید همانند آینه ای باشند که منعکس کننده ی درست و واقعی کارکرد ها باشند.همچنان که می دانیم آینه دارای خصلت هایی است که روابط عمومی ها نیز باید دارا باشند:
1- آینه ،هر چیز و جسم و شیء را به اندازه ای که هست نشان می دهد ،نه کمتر ونه بیشتر.نه کوچکتر و نه بزرگتر از اندازه ی واقعی آن.
2- آینه از هیاهو و جنجال پراکنی مبرّاست.
3- آینه اشکالات و نواقص ،مزایا و محاسن را به افراد می نمایاند البته به اندازه ی واقعی آن .
4- هر آینه از انعکاس حالات وافراد،برطرف شدن ایرادات و تقویت نقاط قوّت است.
بنا براین روابط عمومی اداره و سازمانی می تواند موفق باشد که همچون آینه ای شفاف عمل نماید.

روز ارتباطات و روابط عمومی مبارک .

نقش بازاریابی درفضای پیچیده رقابتی بانک های ایران

 

با ظهور بانکهای خصوصی وموسسات اعتباری از اوایل دهه ۸۰ درشبکه بانکی کشور، مبنایی برای تحولات وتغییرات وحرکت به سمت رقابتی شدن این عرصه حاصل گردید. بطوریکه پس از چند سال زمزمه واگذاری سهام تعدادی از بانکهای دولتی نیز به گوش رسید و این بانکها نیز در حال خصوصی شدن میباشند. این مطلب به نوعی بیانگر بازدهی بالاتر فعالیت بخش خصوصی میباشد ومیتواندخبراز ظهور فضای پیچیده رقابتی دراین شبکه رابدهد.

بازاریابی جامع یا یکپارچه یعنی ادغام، همیاری، هم افزایی عوامل ابزاری ورفتاری کل سازمان دربازاریابی برای دستیابی به نتایج بیشتر وبهتر(کتاب مدیریت بازاریابی فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ ترجمه دکتر علی پارساییان انتشارات ادبستان/سال۱۳۸۱). به عبارتی بازاریابی جامع، سیاستی است که در تمام حوزه های بانکها ازقبیل انتخاب وساخت شعب، نیروی انسانی، تبلیغات و... میبایست مورد توجه قرار بگیرد.راهکاری که میتواند بعنوان یک اصل درتعیین استراتژی های بانکها برای فائق آمدن بر فضای پیچیده ناشی از این تغییرات مورد توجه باشد.

درتعاریف بازاریابی به پیش بینی از آینده اشاره شده وفعالان واساتید این رشته ورود بانکهای خارجی را به عرصه رقابتی بانکداری کشورقریب الوقوع دانسته اند که در این صورت دستیابی به استراتژی های هوشیارانه بازاریابی را برای بانکها لازمه برون رفت از بحرانهای آتی واستفاده از فرصتها میدانند.

آموزش تخصصی بازاریابی ومشتری مداری مدیران وکارکنان وآشنایی آنان با تکنولوژی روز ، حرکت به سمت بانکداری مشاوره ای، مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) ، نیازسنجی مشتریان برای طراحی خدمات وتوجه به نیاز های عاطفی آنها و طبقه بندی مشتریان ازجمله لازمه های بازاریابی امروز بانکهای کشور است.

 

مقدمه

تحولاتی که درجوامع بشری وعرصه های مختلف مشاهده میشودبرزندگی یکایک انسانهای این جوامع اثرگذا بوده ومیباشد. نکته ای که دراین تحولات بسیار حائز اهمیت است پیشرفت تکنولوژی در زمینه ارتباطات و فناوری های این رشته میباشد. از این رو دوران حاضرراعصرارتباطات نامگذاری نموده اند.دورانی که هراتفاق وتحولی به راحتی درسراسرجهان قابل انتشارمیباشد. این سرعت و وسعت انتشار بازتابهای مختلفی را ازخود به جای گذاشته و موجب افزایش آگاهی های عمومی جوامع ازآخرین دستاوردها و حقوق قابل مطالبه خود گشته است. پر واضح است که پیشرفتهای تکنولوژی درگسترش وسایل ارتباطی و این افزایش اطلاعات در عموم جوامع موجب شکستن انحصارها و ایجاد فضای رقابتی بین تولیدکنندگان کالا و خدمات گردد. محیطهای رقابتی بر خلاف شرایط انحصاری معمولا موجب پیشرفت وشکوفایی وارتقاء کیفیت و... خواهند بود واین فرمول قدیمی وبسیار اثرگذار دراکثر حرفه ها مورد بهره برداری قرارمی گیرد. رقبا در یک مسابقه همواره در تلاش برای دستیابی به اهدافی خاص و برتر و پیشی گرفتن ازحریف خود میباشند.یکی ازراهکارهای موفقیت درعرصه رقابت آگاهی داشتن ازاصول بازاریابی وبکارگیری آن اصول به نحوی شایسته و مطلوب میباشد.

روند پیشرفت جوامع بشری ازدوران غارنشینی وکشاورزی که انسانها درجایگاه برده وبرده داری و رعیت وارباب بودند امروز به عصر صنعتی و فراصنعتی رسیده وجایگاه انسانها به مدیر وکارمندو فروشنده وخریدار تبدیل شده وابزار قدرت نیز به مراتب دراین روند از زور و پول تغییر کرده وبه انگیزش، اطلاعات وارتباطات مبدل شده است.

در شرایطی که بانک مرکزی سعی در ساماندهی شبکه بانکی و خدمات رسانی فعالان این شبکه به مشتریان دارد، تعداد بانکها و موسسات مالی واعتباری وتلاش آنهابرای جذب مشتریان ونقدینگی جامعه نسبت به گذشته بسیارافزایش یافته وتغییرات بی شمار و قابل توجهی دراین شبکه راموجب شده است.لذا درپی شناسایی اثرات این تغییرات برآن شدیم باتحقیقات وبررسی های مطالعاتی و نهایتا مقایسه باعلوم بازاریابی به انعکاس بخشی ازنتایج حاصل، به علاقمندان بپردازیم.

 

بازاریابی یا لزوم نگرش نو درشبکه بانکی

دنیای امروز دچار دگرگونی های بسیارزیادی شده وگذرزمان وپیشرفتهای جوامع موجب تغییرات بی شماری نسبت به گذشته های نه چندان دورشده است. تولیدکنندگان وعرضه کنندگان کالا یاخدمات، محصولات خود رابصورت محدودترومطابق با منافع و مصالح خود ارائه می نمودندو عملا مشتریان نیز بدلایل مختلف ازجمله نیازمندی به کالاوخدمات موردنظرحتی باکیفیت های متفاوت و در سطوح پایین و سایر انحصار های موجود، ناچار به خرید بودند. اما اکنون نظر به افزایش تنوع وشکست انحصارها بیشتر ازنیازمندی مصرف کنندگان به خرید، تولیدکنندگان وعرضه کنندگان نیازمند فروش محصولات خود میباشند. پس تغییرات یک اتفاق است که دارای دو جنبه تهدید وفرصت میباشد. قطعا این انسانها هستند که میتوانند تغییرات پیرامون خودرا اگر تهدید به شمار می آیند براحتی به فرصت تبدیل کنند وباپیش بینی های منطقی این امر راجامع عمل بپوشانند. دراینجا یک مثال جالب درمورد تغییرات ذکرمیگردد:

پژوهشگران ظرف آبی راپراز ماهی های کوچک نمودند وسپس یک ماهی ماهی خوارراداخل آن ظرف انداختند. پس از مدتی ماهی ماهی خوارتمام ماهی های کوچکترداخل ظرف را خورد. درمرحله دوم مجددا تعدادی ماهی کوچک را داخل ظرف آب اول و ماهی ماهی خوار را داخل یک ظرف آب ازجنس شیشه باکوچکتری انداختند وسپس ظرف دوم را داخل ظرف اول قراردادند. ماهی ماهی خوار با مشاهده ماهی های دیگر تلاش نمود آنهارابخورد ولیکن چون دریک حصار شیشه ای بود امکان این کار برایش میسر نبود. درمرحله آخر وقتی ماهی خوار از تلاش برای خوردن ماهی ها نا امید شده بود ودر حالت سکون قرار گرفته بود وبه عبارتی حتی با دید طعمه نیز، انگیزه ای برای گرفتن آنها نداشت پژوهشگران بطور نامحسوس ظرف شیشه ای دوم که ماهی خوار داخل آن بود را برداشتند. اتفاق جالبی رخ داد! ماهی ماهی خوارمتوجه تغییر بوجود آمده وحذف حصار شیشه ای نشده بود وبه وضعیت قبلی خود عادت کرده بود وبه نوعی از روزگار موجود راضی بود.

هدف ازطرح مثال بالاجلب توجه به اتفاقات وتغییرات نامحسوسی است که امکان دارد دراطراف وپیرامون زندگی بیانجامد و علیرغم درجه اهمیت بسیار بالای آن، متوجه نشده وبسیاری ازفرصتهای قابل بهره برداری را ازدست برود.

بازاریابی، فنی است که دردوران بحرانی وشرایط رقابتی اگر بطور منطقی وهوشیارانه مورد استفاده قراربگیرد قطعا مانند یک میانبری سازمان را ازچالشهای موجود وموانع پیش رو رد نموده وبه هدف یااهداف مورد نظر می رساند.

صنعت بانکداری در ایران نیزازجمله زمینه هایی بوده که در شرایط مختلف قرارگرفته وطی دوره های مختلف دچار دگرگونی های بسیارزیربنایی شده است. بانکداری ایران پس ازانقلاب اسلامی وطی نمودن یک دوره تغییرات کلی وتبدیل شدن به بانکداری بدون ربا تا اوایل دهه۸۰، سالها درحالت سکون بود ودارای تحولات چشم گیری نبوده است. درآن، مدت انحصار کاملا دراین صنعت کشور احساس می شد وعملا جامعه ومشتریان ناچار به مراجعه به بانکها واستفاده ازخدمات محدود آنها بودند. پس از انقلاب اسلامی بدلیل شرایط ویژه کشور سیاست حاکمه برآن شد تا بعضا بانکها را ادغام و بامدیریت و نظارت ملی ودولتی ادامه حیات بخشند. اما حدودا از اوایل دهه ۸۰ به بعد حرکت وجهت بانکها دچار تحولات بسیار مهم واساسی گردید. باظهور بانکهای خصوصی و موسسات مالی و اعتباری که تازه شروع به فعالیتهای گسترده نمودند، شرایط بانکداری به سوی رقابتی شدن این صنعت گروید.

اکثر افراد جامعه با این تحولات وتغییرات درعرصه بانکداری آشنایی دارندوتوضیحات بیشتر، خسته کننده واضافه گویی خواهد بود. ولیکن نکته ای که بسیار حائز اهمیت است، پی بردن جامعه به ارزش نقدینگی و بازدهی های متنوع و مختلفی که ازنقدینگی در اختیارقابل بهره برداری میباشد، است. انتظارات مردم جامعه بعنوان مشتریان بانکها نسبت به گذشته کاملا متفاوت وبسیار بالا رفته است. درک این شرایط برای بانکها اولین گام درحفظ بقاء آنها خواهد بود. اینکه این حجم تغییرات درمحیط پیرامون آنهابوجود آید ولیکن دیدگاه های قدیمی وسنتی بخواهد همچنان حاکم بر مدیریت آنان باشد نتیجه ای جز شکست در بر نخواهد داشت.

درشرایط فعلی که مشتریان به ارزش خود ونقش آفرینی که درموفقیت بانکها دارند پی برده وانتظارات به مراتب بالاتر ومتفاوت تری رانسبت به گذشته پیدا نموده اند ازیک طرف وظهور بانکها وموسسات خصوصی (به عبارت دیگر دیدگاه خصوصی واقتصادی) ورقابت بالای آنها درپیشی گرفتن از یکدیگربرای جذب مشتریان وافزایش درصد سهم خود از بازار از طرف دیگر، موجب شده علم بازاریابی جایگاه بسیار ویژه ای درسازمانها بالاخص بانکها وموسسات اعتباری پیداکند.

ازنظر کاتلر" بازاریابی یکپارچه یا جامع " یعنی ادغام، همیاری، هم افزایی عوامل ابزاری ورفتاری کل سازمان دربازاریابی برای دستیابی به نتایج بیشتر وبهتر و"بازاریابی" هنروعلم شناسایی، خلق وارائه ارزش بمنظور ارضاء نیازهای بازار هدف برای دستیابی به سود است. (کتاب مدیریت بازاریابی فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ ترجمه دکتر علی پارساییان انتشارات ادبستان/سال۱۳۸۱).

فیلیپ کاتلر فلسفه بازاریابی وعلت وجودی آن راخلق مشتریان سودمند باهدف ایجادمشتریان وفادار می داند.

درگذشته، صنعت بانکداری درایران به دلایل مختلف ازجمله انحصاروعدم نگاه خصوصی گرایی تاحدود زیادی ازعلوم وفنون بازاریابی محروم بوده وامروز بطورناگهانی دچارتغییرات اساسی وظاهرشدن یک شرایط رقابتی شده است.

علیرغم اینکه بانکها متوجه شرایط رقابتی وتغییرات بنیادی که در این عرصه بوجود آمده، شده اند اما هنوز دیدگاههای غیر تخصصی به موضوعات بازاریابی و رویه های کهنه ورفتارهای غیر حرفه ای از آنها دیده میشود.

یکی از اهداف وکارکردهای استراتژی بازاریابی، شفاف ساختن محیط های کسب وکارآینده یا به عبارت دیگرپیش بینی از آینده میباشد. لذا بازاریابی جامع، اصلی است که بایددرتمام مراحل وفرایندها واقدامات بانکها مورد بهره برداری قرارگیرد. به عبارتی برنامه ریزی و تقسیم وتخصیص بودجه ها، طراحی خدمات، تعیین بازار یا بازارهای هدف و مشاوره در انتخاب کانال یارسانه ارتباطی در تبلیغات واطلاع رسانی، ایجادوافتتاح شعب، جذب نیروی انسانی وهمه وهمه اقداماتی است که درتشکیلات بانکها معمولا هرکدام در حوزه های اختصاصی و مجزا مورد اجرا قرار می گیرند، ولیکن مرکز بازاریابی در واقع مرکز تعیین سیاستها وخط مشی سازمان میباشد وبه دور از اقدامات اجرایی وظیفه همگن سازی را بین واحدهای مختلف سازمان باید ایفا نماید.

نهادینه کردن اصول بازاریابی درکسب وکارامروز نسبتا پرکار وبا هزینه های قابل توجهی میباشدونوآوری درآن مانند سایر رشته ها رمز موفقیت خواهد بود. برای این که بحث را ازکلی گویی صرف، خارج کنیم وبه سمت بومی سازی این اصول درشبکه بانکی برویم لازم است به بخشی ازگامهای اولیه بازاریابی بانکی درایران به شمارمی آید اشاره داشته باشیم:

۱) توجه به توانمند سازی کارکنان با آموزشهای تخصصی بالاخص بازاریابی وبرخورد با مشتری .

۲) انس گرفتن باتکنولوژی های نوین وافزایش اطلاعات کارکنان ومشتریان از بانکداری نوین.

۳) حرکت به سمت بانکداری مشاوره ای.

۴) ایجاد مدیریت ارتباط با مشتریان

۵) شناخت بهترنیازهای مشتریان وطراحی خدمات قابل ارائه بااقتباس از آن نیازسنجی وبطورکلی تلاش برای وفادارسازی آنان.

۶) توجه به نیازهای عاطفی مشتریان برای افزایش سهم خودازبازار.

۷) طبقه بندی روشن ترمشتریان ومراقبتهای ویژه ازمشتریان کلیدی که بازارهدف درسیاستهای بازاریابی راتشکیل می دهند.

نکته ای که دراین شرایط بسیار حائز اهمیت است اینکه عرصه رقابتی درنظام بانکی بسیارپیچیده ودشوار شده است . ودرپیش بینی های بازار آینده وضعیت بس پیچیده تر را ترسیم مینماید. چرا که هنوز جای بانکهای خارجی درکنار بانکهای موجود خالی است. اینجاست که اگربه عرصه رقابتی وراهکارهای منطقی وهوشیارانه توجه نشودبانکها بعضا دچار خودزنی خواهند شد وکم کم از صحنه رقابت حذف میشوند. بانکها الان با درک ازمحیط و با نگاه به آینده پرپیچ وخم بانکداری باید خودراآماده رقابت نمایند.

امروز فرصتی است که فعالان این شبکه متوجه تغییرات بانکداری کشور باشند و زمان رامغتنم شمرده وسازمان را بطور یکپارچه با ادبیات بازاریابی آشنانمایند.

بدانندکه بازاریابی یک علم است که با مطالعه وضعیت موجود، شناخت کافی نسبت به بازار پیدا نموده و بااقتباس از امکانات و تجهیزات دراختیار وفرصتهای قابل استفاده اهداف راتعیین وسازمان رابه سمت آن هدایت می کند. بازاریابی رشته ای نیست که صرفا به حوزه تبلیغات وروابط عمومی یا ارتباط با مشتری مرتبط باشد. بلکه اصلی است که درتمام حوزه های فعالیت سازمانی مشارکت داشته وباید ورود نماید.

درهمین راستاتربیت وآموزش رفتارحرفه ای به کارکنان نکته ای است که باید درآن رویکردوسیاستهای بازاریابی سازمان را منتقل نمود.

رفتار بعضی کارکنان بانکها کاملا بیانگر عدم آشنایی وآموزش آنان در چگونگی مذاکره وبرخورد با مشتری میباشد. درهمین راستا اولویت اول درآغاز فعالیتهای بازاریابی درشبکه بانکی امروزآموزش مدیران و کارکنان بالاخص درحوزه بازاریابی و مشتری مداری است. قطعا نحوه برخوردکارکنان بامشتری درکسب موفقیت سازمانی بسیار مهم میباشد. دردنیای فراصنعتی وزندگی ماشینی امروز مخصوصا در کشور های درحال توسعه نیاز فراغت های ذهنی ودوری از چارچوبهای خشک را می توان به عنوان خلاء های عاطفی انسانها تعبیر نمود و بانکها میتوانند درجهت توجه به این دسته ازنیازها بااستفاده از شیوه های مختلف ازجمله برقراری ارتباطات غیرکلامی واستفاده از زبان بدن body language بهره برداری لازم را برای جلب، حفظ ووفادارسازی مشتریان داشته باشند.

این فرض رادرنظربگیرید که یک بانک خدمات مناسبی را طراحی ودرشعب خود قابل ارائه به مشتریان نماید و برای اطلاع مشتریان ازوجودخدمات مورد نظر ونحوه وچگونگی بهره مندی ازآنها تبلبغات قابل توجهی با هزینه های بسیار بالارا انجام دهد. حال مشتری درمراجعه به شعبه آن بانک باپاسخهای سرد، خارج ازاصول رفتارحرفه ای ویا بدتر بدون انگیزه برای جذب مشتری مواجه شود. قطعا دراینجا بسیاری ازفرصتها از دست رفته و شاید زیانهای پنهان آن از زیانهای آشکارنیز بیشتر باشد. درنتیجه وفادارسازی مشتری که درمراحل بعدازجذب مشتری صورت می پذیرد مستلزم وفادار سازی کارکنان وآموزشهای حرفه ای آنان خواهدبود.

انس گرفتن کارکنان و آشنایی آنان با تکنولوژی های روز موجب آگاهی آنان ازشرایط رقبا که اولین گام درالگو برداری ویکی از شیوه های مدیریتی است، می گردد وهمچنین باعث راهنمایی مشتریان توسط کارکنان بانک وایفای نقش مشاور آنان برای نزدیکی ذهنی باتکنولوژی های روزشود.

یکی از راهکارهای وفادارسازی مشتریان مشاوره خوب کارکنان ومدیران بانک می باشد. چرا که این حرکت موجب افزایش اعتماد و اغنای روانی آنان میگردد. مشتریان امروز نیاز به توجه بانکها به منافع آنان دارند. به عبارتی یک بانک زمانی موفق است که بتواند با راهنمایی های دلسوزانه و حفظ منافع مشتری خدمت خود را بفروشد. بطوریکه این حرکت در اثر مداومت موجب افزایش اعتماد او میگردد وضمن رفع نیازبانکی او از نظرروانی وعاطفی نیز وی رابه اغناء برساند. این وضعیت زمینه ای برای وفادارسازی مشتری میباشد. نیازسنجی مشتریان وانطباق خدمات بانک با این نیازسنجی از دیگر راهکارهای بازاریابی خدمات بانکی است.

قطعا تبلیغات نمی تواند یک خدمت بد ونامناسب را از اثرگذاری منفی وعدم اقبال وتوجه نجات دهد. اگربانکی رویکرد بازاریابی خود را صرفا به بعدتبلیغات معطوف کند و درمقابل، توجهی به طراحی خدمات کارآمد وموثر در رفع مشکلات ونیازهای مشتریان نداشته باشد مطمئنا علیرغم مصرف بودجه و هزینه های زیاد شکست و انزوا را به ارمغان خواهدآورد. درنتیجه هرچند تخصص روابط عمومی های بانکها برای تنظیم پیام وتحلیل محتوا در سطح بالایی باشد و باتوجه به شناختی که ازظرفیتها وکارایی رسانه های مختلف وجود دارد نسبت به انتخاب رسانه مناسب اقدام شود ولیکن این نکته بسیارمهم است که ارزیابی نهایی جامعه و مشتری، ازکارآمدی خدمت مورد نظر بعنوان موضوع تبلیغ شده صورت می پذیرد و عملا درصورت عدم رضایت مشتری از کار آمدی خدمت عرضه شده، عدم اعتماد و اطمینان به تبلیغات آن بانک را نیزبه همراه خواهد داشت.

یکی ازواژه هایی که درادبیات بازاریابی به آن تاکید شده بازار هدف است. بازار هدف در بانک، آن بخش از جامعه است که یک بانک برای جلب آن بخش از جامعه بعنوان مشتری وفروش خدمات خوددرنظر دارد. بطور کلی یک بانک جامعه رامورد مطالعه قرار میدهد و براساس یک سری مشخصه های خاص آنهارا درگروههای مختلفی تقسیم میکند وبا اقتباس ازتوانمندیهای آن بانک در جهت نیازسنجی و نهایتا طراحی و ارائه خدمات خاص به آنان سعی درجلب وجذب آنها بعنوان مشتری دارد. حال این را درنظر بگیریدکه آیا از آن درصد یا مقدار مشتریانی که یک بانک برای فروش خدمات خود جذب و به نوعی آنان به بهانه های مختلف در آن بانک حضور پیدا نموده وبه طریقی ارتباط برقرارکرده اند ازارزش یکسان برخوردارند؟ مطمئنا شما هم پاسخ منفی به این سئوال میدهید! اگر فرآیند وفادار سازی مشتری از زمان اولین مراجعه و برقراری ارتباط تا شناسایی وی بعنوان یک مشتری کاملا وفادار را درنظر بگیریم میتوان مشتریان را به دسته های مجزا وتفکیک شده ای تقسیم نمود. بانکها با انجام این کارمیتوانند تعریف جامع و مانعی را ازمشتریان خودداشته باشند و حتی در تعیین سیاستهای برخوردی و نحوه ارائه خدمات خود نیز سطح بندی خاصی را مشخص نمایند، بطوریکه با ارتقاء مشتری از هر مرحله ونزدیک شدن بعنوان یک مشتری کاملا وفادار خدماتی که به آن مشتری ارائه میگردد، مطلوب ترشود تا از ارتقاءکیفیت خدماتی مثل بکارگیری سپرده های آنان درپروژه هایی با سودآوری بیشتر، پرداخت سود بالاتر به سپرده های آنان، ارسال نقدینگی به محل مورد نظر مشتری، برگزاری مراسم های حضوری ومشاوره وگپهای دوستانه، اعطای هدایای تیلیغاتی، تخصیص اعتبارات و...خود نیز بعنوان ابزار تشویقی مشتریان برای رسیدن به مرحله بالاتر استفاده نمایند.

درپایان ضمن تاکید مجددبرلزوم بازاریابی وتعبیر آن بعنوان راهی درجهت توسعه خصوصی سازی درکشور و استفاده بهینه از امکانات و تجهیزات موجود، ازآن برای رشدگردش پولی دربانکها و افزایش تنوع وکیفیت خدمات ونزدیکی به استانداردهای بین المللی وآمادگی برای ورود به بازار های جهانی میتوان یادنمود. پس توصیه میشود خوب ببینیم، درک کنیم ودرست اقدام کنیم تانسلهای آینده نیز ازما به خوبی یادکنند.

 

مشارکت اجتماعی؛ کلید موفقیت اتریشی

این کشور منابع طبیعی اندکی دارد و در هر دو بخش صادرات و واردات بیشتر به کشور همسایه خود آلمان وابسته است. با وجود این موانع ظاهری، اتریشی‌ها از استاندارد بالای زندگی و اقتصاد نسبتا قدرتمندی برخوردارند.


پایتخت این کشور، وین، قرن‌ها یکی از شهرهای اصلی اروپا و نقطه اتکای پادشاهی اتریش-مجارستان بود. اتریش کشوری با گذشته درخشان و آینده روشن است.


موقعیت این کشور به گونه‌ای است که توانسته از توسعه و بزرگی اتحادیه اروپا بیشترین استفاده را ببرد. اتریش سرمایه انسانی و زیرساخت‌های توسعه‌یافته مورد نیاز را دارد تا بتواند مانند پلی بین اروپای شرقی و غربی عمل کند.
اتریش یک مقصد جذاب برای تجارت با فرهنگ کسب‌و‌کار مختص به خودش است و نقاط قوت معینی در نقاط مختلف مانند بانکداری و مالی، مهندسی و بیوتکنولوژی دارد.

ساختارهای کسب‌و‌کار
پس از ایجاد دولت فعلی اتریش و طی مرحله نوسازی‌های بعد از جنگ، بیشتر صنایع اساسی در اختیار بخش دولتی بودند و گرچه سطح مشارکت دولت در صنعت از طریق مجموعه‌ای از خصوصی‌سازی‌ها به شدت کاهش یافت اما میراث بوروکراسی و سلسله مراتب هنوز باقی مانده است. بیشتر سازمان‌های اتریشی بزرگ تمایل به سطح عظیمی از بوروکراسی دارند. نمودارهای سازمانی به‌جای اینکه صرفا برای این طراحی شوند که بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار دهند، معمولا واقعیت ساختار یک کسب‌و‌کار را بازتاب می‌دهند. کسب‌و‌کار اتریشی همیشه به خاطر مفهوم Sozialpartnerschaft 1 یا مشارکت اجتماعی به خود بالیده است. این مفهوم گفت‌وگو و هم‌فرمانی 2 در روابط صنعتی را ترویج می‌دهد.

بنابراین، همه صنایع، کسب‌وکار و مشاغل، بدنه‌های خاصی دارند که با یکدیگر کار می‌کنند تا روابط خوب کارگر را توسعه و راهبری کنند؛ بنابراین زمانی که با شرکت‌های تابعه اتریشی کار می‌کنید، کار کردن برای توسعه مفهوم هم‌فرمانی و همکاری اهمیت فراوانی دارد.

شیوه مدیریتی
همان طور که انتظار می‌رود در یک فرهنگ کسب‌و‌کار سلسله مراتبی، مدیران نسبت به کشورهایی که نگرش مشمول‌تر و ساختار ماتریسی را به‌کار می‌گیرند، رضایت کمتری دارند؛ بنابراین مدیران می‌توانند در مسیری حرکت کنند که به زیردستان خود دستورالعمل‌های مستقیم را ارائه کنند آنها این دستورات را مو به مو اجرا خواهند کرد.
این به آن معنی است که از مدیران انتظار می‌رود تصمیم بگیرند و همکاران خود را در فرآیند تصمیم‌گیری دخیل کنند. این نوع از دخیل کردن همکاران در اتریش نسبت به کشورهای اجتماع‌محور مانند سوئد و هلند به مراتب کمتر است.

تیم‌های اتریشی
کار تیمی در اتریش بین افرادی که وظایفی توسط رهبر تیم به آنها محول شده در گردش است. اعضای تیم انتظار دارند که دستورات تعریف‌شده‌ و اهداف توسط مدیران‌شان به آنها داده شود و آنگاه انتظار خواهند داشت که به آنها اجازه داده شود تا آن اهداف را بدون مداخله یا بازخواست دنبال کنند. افراد واقعا انتظار ندارند که نقش‌های تیم‌شان تبادل‌پذیر باشد. همچنین هیچ‌یک انتظار ندارند که از آنها خواسته شود تا وظایفی را که به سایر اعضای تیم واگذار شده، انجام دهند. خطوط تعیین‌کننده مرزها می‌توانند خیلی قوی باشند.

زنان در کسب‌و‌کار
اغلب غیرمعمول است که زنان را در جایگاه ارشد در شرکت‌های اتریشی ببینید. انتظار برخی تغییرات در برخی بخش‌ها مانند قانون وجود دارد اما هر تغییری که در حال رخ دادن است به نسبت آرامی صورت می‌گیرد.
گرچه مدیران زن در اتریش می‌توانند انتظار برخورد خوب و حرفه‌ای را داشته باشند؛ حتی اگر از رفتار سنتی همکاران مرد خود شگفت‌زده شوند.

جلسات
جلسات در کسب‌و‌کارهای اتریشی رسمی هستند و از افراد انتظار می‌رود کاملا آماده در جلسات حاضر شوند. اتریشی‌ها به‌عنوان افرادی که در جلساتشان برنامه‌ریزی قبلی دارند، شناخته می‌شوند. اینکه به محض ورود به جلسه و شروع آن به کاغذهای خود نگاه کنید، رفتاری غیرحرفه‌ای قلمداد می‌شود.
وقت‌شناسی اهمیت اساسی دارد و از هر فردی انتظار می‌رود تا سر وقت در جلسات حاضر شود. اگر فردی دیر به جلسه برسد به‌عنوان فردی شناخته خواهد شد که «وقت دیگران را می‌دزد». به‌طور کلی، جلسات طبق جدول پیش می‌رود و سر وقت هم پایان می‌یابد. برای فرد ارشد در سازمان معمول است که کنترل جلسه را به عهده بگیرد. رهبر جلسه از افراد حاضر دعوت به صحبت می‌کند و از سایر افراد انتظار نمی‌رود که دخالتی در این امر کنند.
در فرهنگ کسب‌و‌کار اتریشی، تخصص اهمیت بسزایی دارد، از افراد انتظار می‌رود تنها در حوزه‌ای صحبت کنند که در آن حرفی برای گفتن دارند. اگر تخصص ندارید، بهتر است سکوت کنید.

پی‌نوشت:
1.در اتریش مدل مشارکت اجتماعی (Sozialpartnerschaft) به معنای حل مشکلات از طریق نمایندگان کارفرمایان و کارگران و کارمندان شکل گرفته است که تقریبا در کشورهای اروپایی از لحاظ میزان مشارکت کم‌نظیر است و در قوی‌ترین شکل آن عملی می‌شود.
2. روش مدیریت صنعتی که در آن کارگران هم در اداره کارخانه سهیم ‌هستند.

بازاريابي و بانكداري

سوتيترها:
- دو فعاليت اصلي بانكها ،دريافت سپرده و پرداخت اعتبار است. در كنار اينها بايد به فعاليتهاي جنبي ديگر مثل حوالجات ، كوپن ،اوراق مشاركت و... نيز اشاره کرد.
- هدف اصلي در بازاريابي "مشتري " است. "شعار حق با مشتري است "در اين راستا طراحي و تدوين شده است.
- در عرصه رقابت بين بانكها ، بانكي موفق‌تر است كه خدمات نوين و جديدي ارايه کند و اين موضوع به اصلاح روشها و اصلاح سازمان نياز دارد.
- هر نوآوري در بانك موجب پديد آمدن فعاليت يا محصول يا خدمتي جديد و نوين مي‌شود كه قطعا در بازاريابي مؤثر است.
- لازم است كه هر بانك قسمتي مخصوص كسب اطلاع از آخرين محصولات و خدمات بانكهاي خارجي و داخلي داشته باشد تا بلافاصله نسبت به تهيه و ارايه محصولات و خدمات مشابه و حفظ موقعيت بانك در بازار اقدام کند
- با توجه به ارتباطات داخلي و عوامل محيطي ، لازم است اصلاحاتي در برخي از فعاليت‌هاي فعلي بانك انجام شود. قطعاً انجام چنين اصلاحاتي ، باعث جلب مشتريان و اجراي شعار" حق با مشتري است " مي‌شود.

مقدمه :
بانكداري ،ورودي ها و خروجي‌هاي گوناگوني دارد .بانكها با انجام عمليات بانكداري ،ورودي‌هاي اين سيستم را به خروجي‌هاي آن تبديل مي‌کنند . بانكها اعم از دولتي يا خصوصي دررقابتي تنگاتنگ با يكديگر هستند . واقعيت آن است كه دراين رقابت ، پيروزي با بانكهايي است كه سهم بيشتري از بازار را با كمترين هزينه به خود اختصاص دهند . اين امر مستلزم طراحي و اجراي راهبردهاي خوب بازاريابي است. شناخت ارتباطات و تعامل بين سيستم بازاريابي و ساير سيستم‌ها در بانكداري ،نقش مهمي دراين زمينه دارد.


اهداف نظام بانكي:
درشهريورسال 1362،همزمان با تصويب عمليات بانكي بدون ربا، اهداف نظام بانكي به شرح زير تعيين شد:
1- استقرار نظام پولي و اعتباري بر مبناي حق و عدل (با ضوابط اسلامي )به منظور تنظيم گردش صحيح پول و اعتبار در جهت سلامت و رشد اقتصادي كشور،
2- فعاليت در جهت تحقق اهداف سياست‌ها و برنامه‌هاي اقتصادي دولت از طريق ابزارهاي پولي و اعتباري،
3- اعطاي تسهيلات مورد نياز براي گسترش تعاون عمومي و قرض الحسنه از طريق جذب و جلب وجوه آزاد ، اندوخته‌ها ، پس اندازها و سپرده ها و تجهيز آنها براي سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال ،
4- حفظ ارزش پول و ايجاد تعادل در پرداختها و تسهيل مبادلات بازرگاني،
5- تسهيل در امور پرداخت‌ها ودريافتها و مبادلات و معاملات و خدماتي كه بر عهده بانكهاست (دانايي - 1379) ،
در استاندارد بين المللي حسابداري (شماره 30)اصطلاح بانك ،به مؤسسات مالي گفته مي‌شود كه فعاليت اصلي آنها دريافت سپرده به منظوراعطاي وام و سرمايه گذاري در قالب مقررات بانكي است(علي مدد - 1381).
با توجه به آنچه که گفته شد مي‌توان نتيجه گرفت كه دو فعاليت اصلي بانكها ،دريافت سپرده و پرداخت اعتبار است. در كنار اينها بايد به فعاليت‌هاي جنبي ديگرمثل حوالجات ، كوپن ،اوراق مشاركت و... نيز اشاره کرد.


نگرش سيستمي به بانكها:
هر سازمان از يك سيستم اصلي و چند سيستم فرعي مهم تشكيل شده است. هر سيستم فرعي مهم نيز ممكن است از يك يا چند سيستم فرعي‌تر تشكيل شود و اين موضوع شايد تا چند رده پايين تر ،تكرار شود. در حالي كه هر سيستم اصلي خود يك سيستم فرعي از سيستم‌هاي بزرگتر است.


به عبارتي ديگر، هر سيستم در سلسله مراتبي از سيستم‌ها قرار گرفته است كه از سيستم بالاتر تأثير مي‌پذيرد و برآن تاثير نيز مي‌گذارد و از سوي ديگر اين سيستم ممكن است داراي يك يا چند سيستم فرعي باشد كه در اين حالت نيز بر آن تأثير مي‌گذارد يا از آنها تأثير مي‌پذيرد(علي مدد - 1373) .بانكها نيز شامل اين موارد مي‌شوند. به عبارتي هر بانك از يك سيستم اصلي و چند زير سيستم يا سيستم فرعي تشكيل شده است.


سيستم چيست؟
سيستم عبارت است از مجموعه اي از بخشها و اجزاي مختلف و مرتبط به هم كه وقتي در كنار يكديگر قرار داده مي‌شوند ،به صورت يك كل ، براي رسيدن به هدف عمل مي‌کنند (نوروش- 1381).


در تعريفي ديگر مجموعه اي از روشها ،رويه‌ها و شيوه‌ها كه با يكديگر در تعاملند و يك كل متشكل را پديد مي‌آورند، سيستم ناميده مي‌شود (زاهدي- 1379).


در نگرش سيستمي به بانكها ،هر بانك يك سيستم است. اين سيستم داراي سيستم‌هاي بالاتر است . همچنين اين سيستم از اجزا و سيستم‌هاي فرعي تري تشكيل شده كه بر يكديگر مؤثرند و وظايف خاصي برعهده دارند . به طور مثال در هر بانك سيستم روابط عمومي، سيستم اعتباري ،سيستم حسابداري، سيستم اطلاعاتي مديريت ،سيستم تداركات ،سيستم آموزش ، سيستم استخدام ، سيستم حقوقي ،سيستم پيشنهادها ،سيستم بازاريابي، ،سيستم انفورماتيك و ... وجود دارد.


همه سيستم‌هاي اجتماعي و همه سازمانها ،با محيط پيرامون خود ارتباط و پيوند دارند ، منابعي را از محيط گرفته و محصولاتي را به محيط عرضه مي‌کنند؛ يعني داراي يك سري داده‌ها و ستانده‌ها هستند ،از اين رو مي‌توان آنها را سيستم‌هاي باز ناميد(علي مدد-1373) . نكته ديگر آنكه به علت پيوستگي اجزاي هر سيستم ،تغيير در يك قسمت بر ساير قسمتها نيز تأثير مي‌گذارد و باعث تغيير آنها مي‌شود (كاشانيان - 1379).


اين پيوستگي بين اجزاي سيستم و تعامل بين آنها باعث هم افزايي و سينرژي مي‌شود.مفهوم سينرژي اين است كه در يك سيستم " كل از اجزاي تشكيل دهنده بزرگتر " است . يعني هر گاه مجموعه‌اي از عوامل گرد هم آيند و از طريق پيوندهاي منظم ،سيستم را به وجود آورند ، ويژگيهاي مختلف وجديد حاصل مي‌شود كه در يكايك اجزا ‌نيست (علي مدد - 1373).


حال با توجه به مطالب گفته شده مي‌توان نتيجه گرفت بازاريابي در هر بانك ،يك سيستم فرعي محسوب مي‌شود كه با تمامي سيستم‌هاي فرعي بانك و در نتيجه با سيستم اصلي كه تماميت بانك محسوب مي‌شود، در تعامل است . ارتقاي سيستم بازاريابي ،باعث ارتقاي ساير سيستم‌ها و در نتيجه ارتقاي كل بانك مي‌شود و از سوي ديگر ارتقاي ساير سيستم‌ها نيز بر سيستم بازاريابي مؤثر است. در اين مبحث اثرات متقابل سيستم بازاريابي با ساير سيستم‌ها به صورت "رويكرد سيستمي "بررسي مي‌شود.


منظور از رويكرد سيستمي ،روشي است كه امور و پديده‌ها را در حركت و عمل و به طور فراگير تجزيه و تحليل مي‌كند. با اين روش مي‌توان فعاليت‌ها و پديده‌هاي مورد نظر را دقيق‌ترشناخت و پيچيدگي آنها را درك کرد (عليمدد-1373).


بازاريابي بانكي:
بازاريابي بخشي از فعاليت‌هاي بازرگاني است كه شامل شناسايي تقاضا براي كالاها و خدمات و فراهم کردن تسهيلات و كانال توزيع و فروش آنها مي‌شود (زاهدي -1379) . در بازاريابي هدف نهايي ،مشتري است (روحي - 1382 ) به عبارت ديگر جلب نظر و تأمين رضايت مشتريان اولين اولويت بازاريابي است . فرايند بازاريابي مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي انساني و اقتصادي در جهت ارضاي نيازها و خواسته هاي افراد است، كه از طريق مبادلات انجام مي‌شود . عامل اصلي در بازاريابي اطلاع داشتن از نيازهاي بالقوه مشتريان و رفع آنها از طريق تأمين كالاها و خدمات مورد نياز است (اسماعيل پور- 1382) .


به طور خلاصه مي‌توان گفت كه فرايند بازاريابي به صورت يك سيستم اقدام به شناسايي و رفع نيازهاي مشتري مي‌کند.


محيط بازاريابي بانكي:
محيط بازاريابي بانكي شامل 5 مورد زير است:
الف - محيط اقتصادي :دراين محيط بازاريابي متأثر از عواملي مثل رفاه و عدالت اقتصادي ،درآمد،تورم ، نرخ بهره و ... است .
ب - محيط جمعيت شناسي : عوامل اصلي چنين محيطي عبارتند از: سن متوسط افراد جامعه ،افزايش جمعيت ،ساختار خانواده،تحصيلات و مهاجرت كه بازاريابي بايد به آنها توجه کند .
ج - محيط اجتماعي و فرهنگي : هر نوع بازاريابي بايد به آداب و رسوم و فرهنگ حاكم توجه داشته باشد .
د - محيط سياسي وقانوني : اين محيط با عواملي مثل قوانين و مقررات و نگرشهاي سياسي بر بازاريابي اثر گذار است .
ه - محيط فن آوري : عواملي مثل رايانه، دستگاههاي خودپرداز ،شبكه هاي ارتباطي و ...در چگونگي بازاريابي مؤثر هستند (روحي زهرايي ).
در كل مي‌توان گفت هرنوع طراحي جهت بازاريابي بايد با توجه به عوامل محيطي ياد شده انجام شود . عوامل مذکور به طور مستقيم و غير مستقيم بر نيازها و چگونگي رفع آنها مؤثر هستند .
راهبردهاي بازاريابي بانكي:
هدف اصلي در بازاريابي "مشتري " است . "شعار حق با مشتري است "در اين راستا طراحي و تدوين شده است . از اينجا مفهوم "مشتري گرايي " بروز مي‌کند . پس هدف اصلي در بازاريابي بانكي ،جلب مشتريان است.
راهبردهاي مشتري گرايي در بانك عبارتند از :
- ايجاد فرهنگ مشتري گرايي در بانك ،
- توانمند سازي منابع انساني ،
- رهبري مشتري گرايانه به عنوان يك الگو،
- شناساي مشتريان ،
- شناسايي رقبا ،
- پيروي از استانداردهاي جهاني كيفيت (اسماعيل پور - 1383) .


در راستاي مشتري گرايي دو راهبرد مهم ، راهبرد جلب سپرده و راهبرد اعطاي اعتبار مطرح شده است.


درراهبرد جلب سپرده ،هدف جلب نظر سپرده گذاران به منظور جذب منابع پولي آنها است تا از اين طريق بانك بتواند سرمايه گذاري کند و توان اعطاي تسهيلات و اعتبارات را داشته باشد. در گام بعدي اجراي راهبرد، پرداخت تسهيلات و اعطاي اعتبار قرار دارد كه در اينجا بايد به توان يا عدم توان باز پرداخت تسهيلات از سوي مشتريان توجه کرد (روحي - 1382 ).


راهبرد ديگري كه بايد به آن توجه شود، رفع نيازهاي خدمات پولي مشتريان مثل حوالجات و اوراق مشاركت و ساير خدمات مشابه است .اين سري خدمات نيز در جلب مشتريان بسيار مؤثر است .


بازاريابي و روابط عمومي:
يكي از مهمترين عوامل مؤثر در بازاريابي ،اطلاع رساني است . اين اطلاع رساني دوسويه است:
سوي اول آن نظر سنجي از مشتريان است .دراين بخش ، ازراه ‌هاي مختلف خواسته ها و نيازهاي مشتري شناسايي و به مراجع ذي صلاح در بانك اعلام مي‌شود .
سوي دوم آن اطلاع رساني به مشتريان است . اين اطلاع رساني از طريق تبليغ و راهنمايي انجام مي‌شود. چنانچه سيستم جذب و پخش اطلاعات به خوبي عمل کند ،فرايند بازاريابي با كيفيت بهتري به اجرا گذاشته مي‌شود. مشتريان به خصوص مشتريان ويژه همواره بايد از آخرين دستاوردهاي بانك با خبر باشند. اعطاي بودجه و امكانات لازم براي تبليغات مناسب در اين رابطه حايز اهميت است.


بازاريابي و اصلاح روشها:
گفتيم كه بازاريابي نوين ابتدا نيازهاي مشتري را شناسايي و سپس به تهيه و ارايه آنها اقدام مي‌کند. تهيه و ارايه نيازهاي مشتري در نظام بانكي به صورت خدمات پولي است . در عرصه رقابت بين بانكها ، بانكي موفق‌تر است كه خدمات نوين و جديدي ارايه کند و اين موضوع به اصلاح روشها و اصلاح سازمان نياز دارد . بنابراين بايد اصلاح سازمان و اصلاح روشهاي ارايه خدمت براساس نياز مشتري باشد، هر چند در اين اصلاحات بايد منافع بلند مدت سازمان مد نظر قرار گيرد . از اين رو به كارگيري افراد خلاق و نوآور در بخش سازمان و روشها يكي از راهكارهاي مفيد است . بخش سازمان و روشها در هر بانك با دريافت نظرات مشتريان و انجام تحقيقات و اصلاحات لازم مي‌تواند سيستم بازاريابي خوبي را طراحي و ارايه دهد.


بازاريابي و استخدام:
بين سيستم بازاريابي و سيستم استخدام و گزينش ارتباط وجود دارد .يكي از عوامل مؤثر در بازاريابي خوب، استخدام كاركنان مثبت‌انديش است . افرادي كه از نظر رواني داراي نشاط ،انعطاف و تحمل فراوان بوده و اميدوار به آينده هستند ،بهترين عامل جذب مشتريان هستند. گزينش افراد مثبت انديش از طريق آزمون كتبي و مصاحبه و طي پاسخگويي به سئوال هاي روانشناسي ممكن است . استفاده از متخصصان روان شناس در گزينش چنين افرادي بسيار مؤثر است . درضمن افراد مثبت انديش توان بيشتري براي تبديل خلاقيت خود به نوآوري دارند.از طرفي نوآوري نيز نقش بسزايي در بازاريابي دارد.


بازاريابي و آموزش:
ارتباط بين سيستم آموزش و سيستم بازاريابي ،چند گانه است:
اول آنكه آموزش فنون بازاريابي ،در انجام بهتر بازاريابي مؤثر است . عبارت" توانابود هركه دانا بود " حاكي از آن است كه براي انجام دادن بازاريابي ،بايد روشهاي آن را به خوبي شناخت.


دوم آنكه آموزش باعث افزايش اطلاعات كاركنان مي‌شود و افزايش اطلاعات مي‌تواند در افزايش خلاقيت مؤثر باشد وخلاقيت مي‌تواند موجب نوآوري شود. هر نوآوري در بانك موجب پديد آمدن فعاليت يا محصول يا خدمتي جديد و نوين مي‌شود كه قطعا در بازاريابي مؤثراست.


سوم آنكه آموزش موجب دانايي و انگيزش دروني و توانمندسازي كاركنان مي‌شود كه اين نيز در بازاريابي مؤثر است .


بازاريابي و ارزشيابي:
هر نوع انتصاب و پاداش معمولاً براساس يك سري ارزشها انجام مي‌گيرد . چنانچه در سيستم انتصابات و سيستم پاداش دهي ،به فعاليتهاي بازاريابي كاركنان توجه داشته باشيم، موجب دلگرمي آنها براي بازاريابي بهتر در آينده مي‌شود .
تعيين ملاكهاي خوب اعم از: ميزان و نرخ رشد منابع ، ميزان و نرخ سود آوري هر واحد براي انتصابات آتي و اعطاي پاداش هاي نقدي و غير نقدي مي‌تواند برروند بازاريابي مؤثر باشد .


بازاريابي و سنجش رقبا:
يكي از مهمترين راهكارهاي بازاريابي ،شناسايي رقبا و توانايي‌ها و محصولات آنهاست. لازم است كه هر بانك قسمتي مخصوص كسب اطلاع از آخرين محصولات و خدمات بانكهاي خارجي و داخلي داشته باشد تا بلافاصله نسبت به تهيه و ارايه محصولات و خدمات مشابه و حفظ موقعيت بانك در بازار اقدام کند . از اين رواستفاده از سيستمي كه به وسيله آن شعب خارج از كشور ،آخرين دستاوردهاي بانكهاي خارجي را به اطلاع مديران برسانند ، لازم است .


بازاريابي و امور بين الملل :
بسياري از مشتريان ويژه كه توان سپرده گذاري خوبي دارند ،فعاليتهاي ارزي و بين المللي دارند . بسياري از اشخاص حقيقي و حقوقي كه از وضعيت مناسب مالي برخوردارند، حاضرند در ازاي دريافت خدمات گوناگون ارزي و بين المللي ،منابع خود را در اختيار بانك مورد نظر قرار دهند . لذا بخش ارز و بخش بين الملل و شعب خارج از كشور مي‌توانند نقش به سزايي در اين خصوص ايفا کنند . در اين ميان جلب مشتريان خارجي نيز قابل بررسي است.


بازاريابي و مديریت:

هر سازمان، به مديريت نياز دارد و هر مدير ،بايد بخشهاي گوناگون سازمان را از طريق سيستم‌هاي مختلف اداره کند . چنانچه براي امور مختلف ، سيستم طراحي نشود ،براي انجام دادن آنها به مديريت مستقيم و صرف وقت زياد نياز است. طراحي سيستم موجب راحت تر شدن امور و كنترل بهتر مي‌شود . همان طوري كه در همه بانكها مشاهده مي‌شود، بسياري از امور تخصصي به مديران واحدها سپرده شده است ،اما سطوح اختيارات متفاوت است. به طور مثال هم رئيس شعبه و هم رئيس حوزه درگير جمع آوري منابع و اعطاي تسهيلات هستند، اما اختيارات رئيس حوزه بيشتر از رئيس شعبه است واز سوي ديگر ،اقلام درشت تسهيلاتي با نظر رئيس حوزه و يا مقامات بالاتر پرداخت مي‌شود . با توجه به مطالب ذکر شده مي‌توان گفت كه بازاريابي نياز به مديريت دارد واز سوي ديگر بايد براي آن طراحي سيستم کرد. از طرفي بايد سيستم بازاريابي را در كل شبكه بانكي فراگير کرد و همه از تحويلدار و رئيس شعبه تا مديران بانك در اين امر شركت کنند . تدوين يك سيستم جامع مي‌تواند حدود اختيارات و وظايف کارکنان را در قبال بازاريابي مشخص کند .به طور مثال، مشتريان عادي توسط كاركنان شعبه و مشتريان ويژه توسط مقامات بالاتر جلب شوند .

بازاريابي و پيشنهادها:
بين سيستم بازاريابي و سيستم پيشنهادها ارتباط نزديكي وجود دارد . يكي از عناصر مهم در شناخت نيازهاي مشتريان ،كاركنان صف و تحويلداران است . چنانچه سيستم آموزشي روش نظرخواهي از مشتريان و ارايه پيشنهادها براي جلب آنها را به تحويلداران آموزش دهد ،قطعاً پيشنهادها و راهكارهاي خوبي ارايه مي‌شود. اصلاح سيستم پيشنهادها و اعطاي انواع پاداشهاي مادي و معنوي به پيشنهاددهندگان بسيار مهم و مؤثر است .


بازاريابي و نوآوري:
هرگاه نقطه نظرات و انتظارات بالقوه مشتريان جمع آوري و طبقه بندي شود ،مي‌توان با استفاده از برنامه ريزي اقدام به تحقيق و توسعه براي تأمين نيازهاي آنان کرد . در اين بين نظرسنجي كه از سوي روابط عمومي انجام مي‌شود حايز اهميت است .


روش ديگراستفاده از سيستم پيشنهادها براي دستيابي به اطلاعات لازم است . پل ارتباطي بين خواسته هاي بالقوه مشتري و محصول مورد نظر ،خلاقيت و نوآوري است . براي رسيدن به نوآوري و توليد محصولات جديد نياز به خلاقيت است . سيستم استخدام و سيستم آموزش و سيستم اصلاح روشها مي‌توانند در استخدام وپرورش افراد خلاق نقش مؤثري داشته باشند . از طرفي سيستم روابط عمومي بايد به گونه‌اي باشد كه نظرات مشتريان را به افراد خلاق ارايه کند . در چنين حالتي افراد خلاق با شناسايي مشكلات ،اقدام به نوآوري در روشها و محصولات بانكي کرده و زمينه بازاريابي مناسب و بلندمدت را فراهم مي‌کنند .


بازاريابي و واحدهاي تابعه:
توجه به اين نكته حايز اهميت است كه بانك به قسمتهايي مثل استان يا منطقه تقسيم شده و هر يک ازاين قسمتها ،داراي چند حوزه و ساير واحدها هستند. بايد در هر منطقه يا استان كميته اي مخصوص بازاريابي وجود داشته باشد . اين كميته مي‌تواند دراجراي برنامه هاي بازاريابي نقش بسزايي داشته باشد. از طرفي بايد به نقش روساي حوزه ها و شعب اشاره کرد . بديهي است كميته هاي فرعي شامل كميته بازاريابي هر حوزه نيز لازم است .هر يك از اين كميته‌ها بايد در محدوده تحت نظر خود اقدام به جذب مشتريان و نظر سنجي در رابطه با انتظارات مشتريان کنند. سپس نتايج تحقيقات خود را به مراجع ذي صلاح اعلام نمايند تا نسبت به رفع خواسته‌هاي مشتري برنامه ريزي و اقدام شود. از سوي ديگر اين كميته ها مي‌توانند اقدام به شناسايي مشتريان ويژه ساير بانكها و جلب آنها کنند تا در بازار رقابتي موفقيتهايي را براي بانك به دنبال داشته باشند. تشكيل جلسه هاي منظم و تبادل تجربه ها و نظرات مي‌تواند گام مهمي براي اجراي سياستهاي مشتري گرايي باشد .


بازاريابي و مكان سنجي:
اينكه شعب در چه مكاني افتتاح شوند و خدمات بانكي كجا ارايه شود، بسيار مهم است . با وجود سيستمهاي الكترونيكي و وجود دستگاههاي خودپرداز ،مي‌توان در برخي از مكانها به جاي شعبه از دستگاه خود پرداز استفاده كرد . در مكانهايي كه مشتريان فقط قصد دريافت وجوه و پرداخت اقساط يا قبوض وانتقال وجه به حسابهاي مشابه دريك بانك را دارند ،مي‌توان از دستگاه خودپرداز استفاده کرد. در اماكن شلوغ و اماكني كه مردم بنابه دلايلي در انتظار به سرمي‌برند ،مثل ايستگاههاي مترو ،پايانه هاي مسافري ،مراكز دلالي ارز يا كالاو ...،راه اندازي دستگاه خودپرداز مفيد است . از سوي ديگر هرجا كه مشتري قصد استفاده از خدمات حضوري مثل افتتاح حساب ،دريافت تسهيلات يا ضمانتنامه وموارد مشابه را دارد ،بايد شعبه ايجاد کرد . موقعيت اقتصادي وتجاري مناسب شعبه از جمله عوامل قابل توجه در اين زمينه هستند .


بازاريابي و ساختمان:
نماي ظاهري و داخلي شعب و واحدهايي كه مشتريان به آن مراجعه مي‌کنند ،در جذب مشتري مؤثر است . ظاهر زيباي شعبه بر روحيه كاركنان نيز اثر مثبت دارد . وجود امكانات لازم و فضاي مناسب نيز حايز اهميت است .


نتيجه گيري:
بازاريابي ، يك سيستم است كه طراحي و اجراي آن براي بقاي بانك الزامي است. در طراحي سيستم بازاريابي بايد به عوامل محيطي توجه کرد. به منظور اجرا و بهبود اين سيستم ، بايد تمامي سيستمهاي مرتبط با آن ارتقا يابند. با توجه به ارتباطات داخلي و عوامل محيطي ، لازم است اصلاحاتي در برخي از فعاليتهاي فعلي بانك انجام شود . قطعاً انجام چنين اصلاحاتي ، باعث جلب مشتريان و اجراي شعار" حق با مشتري است " مي‌شود.


منابع :
1. اسماعيل پور ،مجيد ،1382،به كارگيري بازاريابي در خدمات بانكي ،چاپ اول ،تهران،انتشارات ترمه
2. دانايي ، محمد حسين، 1379،قانون خوب چيست، بانك و اقتصاد، شماره 10 ، مرداد 1379، صفحه 6
3. روحي ،عباس ،محمد ابراهيم مشهدي فراهاني ، 1382، مفاهيم بازاريابي در بانك ،تهران ،اداره كل آموزش بانك صادرات
4. زاهدي ،شمس السادات ،سيدمهدي الواني ،ابوالحسن فقيهي ،1379،فرهنگ جامع مديريت ،چاپ دوم ،تهران ،دانشگاه علامه طباطبايي
5. علي مدد ،مصطفي ،عباس ارباب سليماني ،1381،ترجمه استاندارد بين المللي شماره 30،موارد افشا در صورتهاي مالي بانكها ومؤسسات مالي مشابه ،چاپ اول ،تهران ،سازمان حسابرسي
6. علي مدد، مصطفي ،1373، نگاهي به مباني نظري سيستمها در توضيح كاركرد سيستم حسابداري ،مجموعه مقالات حسابرس ، شماره 2، زمستان 1373، صفحه 5 الي 34 ،سازمان حسابرسي
7. كاشانيان، منصور، 1379،مجموعه مقالات مقاومت در برابر تغييرات(مجموعه دوم)، مقاومت در برابر تغيير و چگونگي فايق آمدن بر آن ، چاپ اول ، تهران ، مركز آموزش مديريت دولتي
8. نوروش ، ايرج، رضا شيرواني، 1381، فرهنگ حسابداري نوروش‌، چاپ سوم، تهران، انتشارات ايمان

بازاريابى دهان به دهان

بازاريابى دهان به دهان به چه معناست؟

- در این روش،شرکت با استفاده از ارتباطات میان مشتریان، پیام خود را به دیگران ارسال می نماید.

- با توجه به جایگاه ویژه ای که این نوع تبلیغ در سالیان طولانی در استراتژی های بازاریابی داشته است، شرکتها نمی توانند نسبت به آن بی اعتنا باشند.

- بازاریابی دهان به دهان یک استراتژی بازاریابی است که مردم را به بازگو کردن پیام بازاریابی به دیگران،بر می انگیزد.

- این امر می تواند باعث جلب توجه بسیار زیادی به خدمات و یا محصولات مورد نظرباشد.

- جلب توجهی تصاعدی!یک نفر به دونفر می گوید ، آن دو به چهار نفر می گویند، آن چهار نفر به هشت نفر می گویند و ... . بازاریابی دهان به دهان نوع خاصی از بازاریابی ویروسی است.

برخی از آداب مهم حضور در نمایشگاه

1- کسانی که در پشت کانتر هستند نباید بنشینند، این کار نشانه بی احترامی به مخاطبان و بازدیدکنندگان است،در صورتی که فرد نیاز به استراحت دارد بایستی در فضایی دور از دید استراحت کند.

2- خوردن و آشامیدن در حضور بازدیدکنندگان یکی از امور ناپسند بشمار می رود که متاسفانه در نمایشگاه ها زیاد دیده می شود، این مورد از ناهار و غذا خوردن گرفته تا خوردن چای و میان وعده. حتی آدامس هم پسندیده نیست.

3- در حین صحبت با مخاطبان صبور باشید، خیلی سریع بدنبال فروش محصولاتتان نروید. مقداری با مخاطبانتان صحبت کنید.

4- ظاهر افراد حاضر در غرفه بسیار مهم است، ترجیحا از لباس های فرم سازمانی استفاده شود، لباس ها حتما رسمی باشد، اتیکت نام فرد نیز می تواند بر روی لباس نصب باشد.

5- اگر قرار است مدیرعامل از غرفه دیگری بازدید کند و جلسه ای با مدیر آن غرفه داشته باشد، حتما پیش از آن یکی از کارشناس ها برای هماهنگی قبلی به غرفه مورد نظر برود. اینطور جایگاه و منزلت مدیریت حفظ می شود.

6- صحبت های مداوم همکاران در غرفه بخصوص در حضور بازدیدکنندگان در زمره موارد فاجعه بار در حضور نمایشگاهی است.

7- غرفه داران باید در تمام طول بازدید سرحال و شاداب و پرانرژی باشند، رفتار و برخورد ابتدای روز با انتهای روز باید یکی باشد، انهم پر از انرژی.

8- راس ساعت در غرفه حضور داشته باشید. تاخیر باعث ایجاد ناراحتی در مشتری ها و بازدید کنندگان می شود.

9- حتما به مقدار کافی کارت ویزیت و بروشور در اختیار داشته باشید، سعی کنید بروشور و کارت ویزیت هایی که مشکل دارند و یا چروک خورده اند را به مشتریان ندهید.

 

هر روز به روز باشید

 

با سلام
     ضمن عرض تشکر از شما بینندگان وبلاگ "مارکتینگ و بازاریابی" به علت استقبال چشمگیر شما عزیزان هر روز تا هفته ارتباطات ، وبلاگ با تایپی نو و جدید برای شما عزیزان به روزرسانی خواهد شد. قبلاً از تمام عزیزانی که این وبلاگ را همراهی می کنند و با نظراتشان قوت قلبی برای بنده هستند بی نهایت سپاسگذارم .
                                                                                                                   

                                                                                                              با احترام
                                                                         مدیریت وبلاگ مارکتینگ و بازاریابی، اکبر نجارعجم پور

مدیرت بازاریابی در بانک ها

 

 

واژه ی بازاریابی را امروزه مقدم بر تبلیغات می دانند، بر این اساس بازاریابی عبارت است از: شناخت طرف های معاملاتی و احراز معرفت کامل بر اوضاع و احوال و شرایط حاکم بر آنان و جلب توجه و اعتماد و ایجاد انگیزه برای معامله با بانک در آنان از طریق توسل به شیوه های تبلیغاتی مناسب، متین و در شان سیستم بانکی. بازاریابی از ابزارهایی است که می تواند رشد درآمدهای بانک را افزایش دهد. بنا به گفته ی مدیران بزرگ بانکهای معروف دنیا فقط 5 درصد از مشتریان بیش از 85 درصد سودآوری بانک ها را تشکیل می دهند. فرآیند بازاریابی نوین با شناسایی و سنجش نیازها و خواسته های برآورده نشده مشتریان آغاز شده و پس از انتخاب بازاریابی خدمات با در نظر گرفتن مشتریان تنظیم می شو. نظام بانکی کشور نیازمند تحول در حوزه ی بازاریابی است، اما تحولی که مبتنی بر گردش رقابتی، انگیزش لازم، دانش روز و رویکرد و رفتار حرفه ای باشد. چیزی که برای مشتریان ارزش تعیین کننده و نهایی را دارد توانایی بانک در ارائه سرویس مورد نظرشان است از این رو بانک ها برای کارآمد شدن نیازمند به دست آوردن اطلاعات کافی از مشتری، درک علائق و خواسته ها و توسعه روابط با او هستند.

 

مقدمه
بازاریابی خدمات بانکی شامل سه رکن اساسی به شرح ذیل است که چنانچه هر یک از آن ها به درستی انجام شوند، خدمات بانکی کشور را متحول خواهند ساخت.


1. بازارشناسی: عبارت است از شناخت نظام بازار خدمات بانکی شامل جایگاه خدمات فعلی بانک ها و قوت ها و ضعف های آنها، انتظارات، خواسته ها، ایده ها و نظرات مشتریان، شرایط و عوامل محیطی اثرگذار بر نظام بازار به ویژه سیاست های دولت و قوانین حاکم و حتی تحولات جهانی در نظام بانکی الگوهای موفق در ایران.


2. بازارسازی: بازارسازی عبارت است از استفاده از انواع تکنیک های ساده و پیچیده بازاریابی و استراتژی های رقابتی و رشد و توسعه و ابزارهای بازاریابی یا عناصر آمیخته بازاریابی جهت ایجاد و افزایش سهم بازار، سهم مشتری، سهم فرصت و منابع بیشتر و بهتر. بازارسازی در نظام بانکی نیازمند شناخت و درک مشتریان داخلی (کارکنان) و مشتریان بیرونی و ارتباط درست با آنها و پاسخگویی به نیازها و خواسته هایشان می باشد. استراتژی مبتنی بر رفتار و اخلاق حرفه ای که بتواند مناسبات و ارتباط پایدار و قابل اعتماد و اطمینان به وجود آورد، می تواند نقش مهمی در جذب و جلب مشتریان و بازارسازی داشته باشد.


3. بازارداری: یکی از مهمترین وظایف بازاریابی در نظام بانکی کشور، حفظ سهام بازار، ارتباط پایدار با مشتریان عادی به نیروهای طرفدار، هوادار و وفادار می باشد. هر اندازه رقابت بیشتر و شدیدتر می شود، وجود مشتریان وفادار و همیشگی ارزشمندتر خواهد شد. چرا که تحقیقات بازاریابی در دنیا نشان داده که هزینه یافتن مشتری جدید در شرکت ها و بنگاه ها با توجه به نوع تولیدات و خدمات، 3 تا 30 برابر هزینه حفظ مشتریان فعلی است.

عوامل موثر در جذب مشتریان:
آگاهی مدیران شعب از علل خاصی که مشتری به بانک مراجعه نموده و بهره برداری مناسب از علائق مشتریان، موجب تسریع و تسهیل در جلب و جذب مراجعان و مشتریان و بالتبع تسهیل بازاریابی خدمات خواهد شد که برخی از مهمترین علل آن عبارتند از:


1. صرفه جویی در وقت: زمان یکی از عوامل موثر در انتخاب یک بانک نسبت بهبانک دیگر محسوب می شود. در برخورد با این مشتریان، مدیران شعب می توانند با تقسیم درست مسوولیت ها و به کارگیری مناسب کارکنان در باجه هایی متناسب با استعداد و توان کاری آن ها و یا اختصاص باجه های ویژه برای این دسته از مشتریان، از این طریق موجبات تمرکز تمامی فعالیت های سرپرستی را فراهم آورند.


2. ارائه خدمات با سرعت و دقت: برای گروهی از مشتریان و مراجعان "سرعت" توام با "دقت" در انجام امور حائز اهمیت است. مدیران شعب می توانند با انتخاب و به کارگماری کارمندانی که در انجام وظایف و مسوولیت های محوله از سرعت کافی توام با دقت لازم برخوردارند، برای انجام امور این دسته از مشتریان استفاده کرده و بر سلامت عملیات انجام شده به وسیله آنها نظارت کنند. این امر باعث می شود مراجعه کنندگان، بانک را همواره "خانه امن دوم خود" تلقی نمایند.


3. طرز برخورد کارکنان: آراستگی و طرز برخورد کارکنان شعبه به خصوص کاروران، شخصیت آنها و مهارتشان در انجام خدمات بانکی از عوامل مهم در جذب مشتری می باشد. مشتریان به خاطر انس و علاقه متقابل به کارکنان شعبه و یا به آن علت که همیشه از آنها با احترام و تبسم استقبال می شود به مشتریانی دائم و خوش حساب برای شعبه تبدیل می شوند.


4. ارائه خدمات خاص: برخی از مشتریان تمایل دارند که شعبه و بانک مورد نظر آنها، خدمات خاصی را هر چند در سطح اندک به آنها ارائه دهد.

 

فضای داخلی شعبه، دادن تسهیلات در مواقع نیاز، داشتن پارکینگ مناسب در اطراف شعبه، نظافت داخل شعبه، محل استراحت هر چند موقت در داخل شعبه، وجود آبسرد کن، برخورداری از سیستم های گرمایش و سرمایش و همه این ها توام با برخورداری مناسب و آمیخته با احترام از عوامل موثری است که یک سپرده گذار را برای همیشه در مراجعه به یک بانک و شعبه پایبند و علاقمند می نماید.


1. ارائه خدمات مشاوره ای: برخی ا ز مراجعان ومشتریان انتظار دارند که مدیران وکارکنان شعبه به عنوان راهنما و مشاوری دلسوز و آگاه، با برخورداری مناسب، آنها را در موقع مورد نیاز راهنمایی نموده و خدمات مشاوره ای مورد نظر را به آنها ارائه نمایند، این امر موجب ایجاد زمینه های جلب و جذب و اعتماد و اطمینان آنان به شعبه شده و آنها را به مشتریان دائمی شعبه تبدیل می کند.


2. سایر موارد: برای برخی از مشتریان شعبه، خیلی از مسائل جزئی تر نیز حائز اهمیت بوده و آنها را به طرز خاصی به یک شعبه پایبند سازد، مانند آشنا شدن با مدیریت و کارکنان شعبه، تبسم وخوش خلقی با حفظ شخصیت مشتریان، دادن هدیه های کوچک و یادبود مانند تقویم به مناسبت سال نو و روان نویس و کیف پول با آرم بانک، احوال پرسی و همدردی با مشتریان، پذیرا شدن مشتریان در خارج از سرویس اداری و انجام امور آنان در مواقع ضروری از عواملی هستند که در این دسته از مشتریان انگیزه مراجعه دائم به وجود آورند.

 

تفاوت بازاریابی خدمات(نظیر خدمات بانکی) با بازاریابی کالا
1. خدمت ملموس نیست ولی کالا ملموس است.
2. نقش فروشنده خدمت از خود خدمت جدا نیست.
3. زمان و مکان و شرایط فروش در فروش خدمت تاثیر مستقیم دارند.
4. خدمت را نمی توان ذخیره کرد.
5. خریداران خدمت، خود در تولید خدمت نقش مستقیم دارند.


همین تفاوت ها هستند که نقش سرمایه انسانی را در رابطه با بازاریابی خدمات بسیار پر رنگ می کند و آن را به اولویت اصلی تبدیل می سازد. همچنین روانشناسی رفتار مصرف کننده در میان علوم بازاریابی نقش پر رنگتر در بازاریابی خدمات ایفا می کند. در بازاریابی خدمات می بایست با دقت و موشکافی در انگیزش ها و نگرش های عاطفی، شناختی و رفتاری مشتری به تدوین استراتژی ها پرداخت.

 

بازاریابی خدمات بانکی

بازاریابی بانک در حقیقت تطبیق بین منابع بانک و نیازهای مشتری جهت نیل به بهترین حالت سود دهی می باشد. بازاریابی بانک شامل ترکیبی از یک سری ابزارها در جهت کمک به 4p (کالا، قیمت، مکان و ارتقا) می باشد. این ترکیب شامل موارد زیر است:
1. تبلیغ
2. طراحی شعبه
3. بروشور
4. پست مستقیم
5. نمایش
6. فیلم
7. برنامه ریزی بازار
8. تحقیقات بازار
9. روابط عمومی
10. صادرات
11. ارتقای فروش
12. تقسیم بندی
13. فروش
14. بازاریابی تلفنی


به طور کلی بازاریابی بانکی در جهان فعالیتی تقریبا جدید محسوب می شود و سابقه ی آن در آمریکا، انگلستان و ژاپن نیز به دهه ی 1960 باز می گردد. گسترش این مفهوم از بانکداری به کندی انجام یافته است، زیرا بانکداران سنتی فکر می کردند.در دهه 1960 به علت شرایط متغیر اقتصادی حاکم بر جهان بانک ها دچار دگرگونی اساسی شدند و به علت انتظارات روز افزون مشتریان در رابطه با خدمات بانکی، رقابت جدیدی میان بانک ها به وجود آمد و متعاقب آن بانک ناچار بازارگرا شدند و بازاریابی را در مرکز توجه فعالیت خود قرار دادند و مدیریت بازاریابی را در سیستم خود به وجود آوردند.
وظایف واحد مدیریت بازاریابی در بانک ها عبارتند از:
• دادن آگهی (تبلیغ)
• انجام تحقیقات بازار
• داد و ستد و خدمات
• بهبود تولید (خدمت)
• ارتقای فروش (خدمت)
• انجام امور روابط عمومی
• فروش مستقیم


به طور کلی اگر وظایف واحد بازاریابی در بانک ها را به صورت اجزای یک کوه یخی شناور در آب در نظر بگیریم، می توان گفت که در بانک ها برای اعمال مدیریت بازاریابی به آنچه از سطح آب خارج است و همه آن را مشاهده و لمس می کنند، یعنی تبلیغات، ارائه خدمات جدید، نرخ سود و روابط عمومی توجه می شود. در حالی که قسمت هایی نیز در زیر سطح آب قرار دارد و آن سیاست ها، استراتژی ها، رویه های مدیریتی، برنامه ریزی و ... می باشد که این قسمت ها را مشتری در حالت معمولی مشاهده نمی کند، اما می تواند اثرات را درک نماید و در صورتی که مدیریت به این موارد توجه ننماید، در انجام وظایف خود موفقیت مستمر نخواهد داشت. شاید بتوان گفت که 90 درصد این کوه یخ زیر آب مخفی می باشد.

 

قواعد کلی بازاریابی خدمات بانکی
• مهم ترین اصل و پایه بانک، مشتری است. رضایت و ارائه خدمات سریع و به دور از بوروکراسی برابر قانون وظیفه هر بانکدار می باشد.
• بانکدار نقش امانت دار را ایفا می کند و موجودی و ذخایر پولی او متعلق به سپرده گذاران است.
• بانک ها طبق قانون نقش نگهدارنده وجوه شهروندان را بر عهده دارند و باید این وجوه را صرف اهداف سازنده و زیربنایی و توسعه و اعتلای مملکت کنند و در هر استراتژی بازاریابی باید به این اصل توجه جدی شود.
• انتظار می رود بانک ها بیش از حداکثر بازدهی، ریسک خود را به حداقل ممکن برسانند.
• بانک ها در هر شرایط اقتصادی، مطلوب یا نامطلوب ملزم به ارائه خدمات هستند.

بازاریابی رابطه مند
بازاریابی رابطه مند که با توجه به فرهنگ کشور ما می تواند جزو اولین اولویت های ما در بازاریابی خدمات بانکی باشد. بازاریابی رابطه مند(صرف نظر از تعاریف و الزامات آن)مزایایی ایجاد می کند که اشاره به آنها در اینجا می تواند مفید باشد:


1. حفظ مشتری های کنونی بدون هراس از تهدید رقبا
2. کسب منافع و درآمد بیشتر از مشتریان کلیدی کنونی و افزایش سهم بانک از هر مشتری
3. کاهش قابل توجه هزینه های سپرده ها (منابع) و افزایش چشمگیر بازدهی مصرف
4. جذب مشتریان کلیدی و تراز اول سایر بانک ها
5. جذب مشتریان سایر بانک ها از طریق به راه اندازی تبلیغات دهان به دهان مثبت مشتریان کنونی

 

پیشینه بازاریابی خدمات بانکی
در فرآیندهای تجاری با توجه به مراحل مختلف حجم عظیمی از اطلاعات بین طرفین معامله مبادله می گردد، از مرحله کسب اطلاعات اولیه منبع یابی، خرید و فروش کالا و خدمات تا مراحل تحویل اسناد بسیاری رد و بدل می گردند. در تجارت سنتی انتقال اطلاعات از طریق اسناد کاغذی انجام می پذیرد که علاوه بر هزینه های بیشتر، تاخیر و اشتباهات انسانی، پراکندگی، دوباره کاری و غیره را در بر داشته و به عنوان یکی از معضلات کار تجارت محسوب می گردد. از این رو در سطح کشورها و مراجع بین الملل در جهت دور زدن روش های مبتنی بر کاغذ، روش های نوینی با توجه به پیشرفت علوم رایانه ای و مخابراتی ابداع گردیده است.

 

وضعیت ایران و جهان در زمینه بازاریابی خدمات بانکی
تجارت و بازاریابی خدمات بانکی از تبعات گسترش و نفوذ اینترنت و دسترسی همگانی به آن ناشی شده است.توسعه دسترسی به شبکه های گسترده جهانی، انقلابی را در زمینه ارتباطات در اطراف جهان ایجاد کرده است.طبق آمار موسسه data monitor، 75 میلیون نفر از مردم اروپا در سال 2005 از سیستم بانکداری الکترونیک استفاده کرده اند. گسترش این روند بانکها، هم یک تهدید است و هم یک فرصت. بانکهایی که در ارائه همگانی این گونه خدمات با شکست مواجه شوند در معرض خطر از دست دادن تعداد زیادی از مشتریان خود قرار خواهند گرفت و بانکهایی که با سرعت به سوی ارائه و ارتقا خدمات بر خط (on line) پیش می روند، فرصت آن را خواهند داشت که مشتریان بیشتری جذب کنند، مناطق جغرافیایی وسیع تری را تحت پوشش قرار دهند و اعتبار خود را در رابطه با مشتریان افزایش دهند.


برای توسعه بازاریابی خدمات بانکی در کشور، ورود به بازارهای جهانی و عضویت در سازمانهایی نظیر سازمان تجارت جهانی، داشتن نظام بانکی کارآمد از الزامات اساسی به شمار می آید. بنابراین، استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات در جهت ایجاد و توسعه بانکداری الکترونیک در نظام بانکی کشور حائز اهمیت است.در هر حال ایجاد و توسعه بانکداری الکترونیک مستلزم برخورداری از برخی زیرساختهای مناسب اقتصادی و اجتماعی است. اهم این زیر ساخت ها عبارتند از: شبکه های ارتباطی و مخابراتی مناسب، امنیت تبادل اطلاعات، زیر ساخت های حقوقی و قانونی مناسب، آمادگی فرهنگی جامعه و بنگاه های اقتصادی برای پذیرش و استفاده از خدمات بانکداری الکترونیکی.

 

جایگاه بازاریابی خدمات بانکی در ایران
در بازار رقابتی تنگاتنگ اکنون بانک ها، بر اساس بند 2 و 3 سیاست کلی اصل 44 قانون اساسی و احتمالا با عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی (WOT) و به تبع آن تاسیس بانک های خارجی در ایران و در ضمن با توجه به خصوصی شدن تعداد زیادی از بانک های دولتی و همچنین اختلاف ناچیز سود بانکی در بخش جذب منابع و مصارف پایین بانک های دولتی و خصوصی، بانک ها را ملزم می نماید هرچه سریع تر برای حفظ مشتریان خویش، چاره اندیشی نماید و چاره آن تنها در بازاریابی خدمات موثر تجلی می یابد. امزوزه این حقیقت غیر قابل انکار وجود دارد که کفه ترازو و قدرت بازار به طرف مشتریان امروز فرصت های بیشتری برای مقایسه خدمات در اختیار دارند و مدیریت مالی آنها پیچیده تر شده است. بنابر این روابط خلاق میان مشتریان و بانک ها و مجموعه خدمات با کیفیت و ماهیت خدمات خریداری شده در هنگام خرید به کیفیت تعامل و رابطه بین دو طرف بازاریابی موثر برای ارئه ی خدمات بانکی دارد.بازاریابی در نظام بانکی ایران خدمتی گم شده، فراموش شده و سرگردان است که نیاز به توجه جدی و فوری در سطح خرد و کلان دارد.


بازاریابی خدمات بانکی به دو دلیل هنوز نتوانسته جایگاه و ارزش واقعی خود را در نظام بانکی کشورمان بیابد. این دلایل عبارتند از:
1. تصور غلط: که شامل بد فهمی، دیر فهمی و یا درک ناقص، سطحی و غیر واقعی بازاریابی می باشد.
2. مدیریت غلط: که شامل میریت ناتوان، ناوارد و گاهی سوء مدیریت بازاریابی است.
به عبارت دیگر، نتیجه تصور و درک نادرست و مدیریت غلط و ناتوان در مورد هر نوع پدیده از جمله بازاریابی خدمات بانکی، انتظارات کاذب از آن پدیده و اقدامات نامناسب، عدم کارایی و بازدهی و کاهش بهره وری می باشد.
بازاریابی در نظام بانکی ایران وقتی معنا و ارزش و جایگاه واقعی خود را پیدا می کند که صاحبان و مدیران بانک های کشور، بازاریابی و اهداف، وظایف و دستاوردهای آن را باور کرده و آن را در ذات همه امور و فعالیت ها و خدمات بانکی بدانند و بیابند.

 

عملیات بازاریابی خدمات بانکی در سطح نظام بانکی کشور

از اولین سازمان هایی که در ایران مجهز به رایانه گردیدند، بانکها بودند. با ورود رایانه ها و با استفاده از نرم افزارهایی که بخش های کوچکی از عملیات بانکی را پردازش می نمود، اولین گام در جهت توسعه و گسترش بازاریابی برداشته شد.
با تصویب مجموعه ای از مقررات حاکم بر مرکز شبکه تبادل اطلاعات بین بانکی موسوم به شتاب، اولین گام در جهت یکپارچگی نظام بانکداری الکترونیک نیز برداشته شد.

 

نیازهای اولیه جهت پیاده سازی سامانه های بانکی و تحقق بازاریابی خدمات بانکی

1. نیازهای فنی (پیامهای استاندارد، نرم افزار مبادله الکترونیکی داده ها، شبکه ارتباطات)
2. قوانین حقوقی (به منظور شفافیت موضوع پاسخگویی به شکایات و رفع اختلافات، بایستی نسبت به تدوین و اصلاح قوانین حقوقی ایجاد زیر ساخت های بازاریابی خدمات بانکی اقدام نمود.)
3. نیروی متخصص (از بعد پیاده سازی سیستم ها و هم از لحاظ اجرایی، نیروی متخصص و آموزش دیده برای رشد و توسعه بانکداری الکترونیکی ضروری است.)
4. فرهنگ سازی گسترده(جهت استفاده از خدمات بانکداری الکترونیک)
5. بومی سازی تکنولوژی (تکنولوژی مورد استفاده نظام بانکی باید نیازهای کاربران و متقاضیان را فراهم نماید).

 

مزایای استفاده از بانکداری الکترونیک و ارتباط آن با بازاریابی خدمات بانکی
• پایین آوردن چشمگیر هزینه های عملیاتی
• به حداقل رساندن اشتباهات انسانی و به وجود آوردن امکانات بهتر برای کنترل و برنامه ریزی
• کنترل موجودی ها، امور بانکی و پرداخت ها، انجام فعالیت های گمرکی و غیره به گونه ای آسان تر، سریع تر و دقیق تر
• کاهش هزینه های سربار و رقابت در سطح بین المللی
• ایجاد و افزایش درآمد
• ...


پیشنهادات:
1. از آن جایی که تمامی ابعاد جهت گیری بازار بر عملکرد مالی و عملکرد بازار بانک ها تاثیر مثبت و معنی داری دارند، مدیران بانک ها باید توجه داشته باشند که فقط بر یک بعد جهت گیری بازار تمرکز نکنند، بلکه ترکیب بهینه ای از ابعاد مختلف جهت گیری بازار را در راستای بیشینه کردن عملکرد مالی و عملکرد بازار و ایجاد مزیت رقابتی انتخاب نمایند.
2. مدیران بانک ها باید برنامه های بازاریابی را به شیوه ای طراحی کنند و به اجرا درآورند که همزمان امکان خلاقیت در بازاریابی بانک و اثربخشی در اجرای برنامه بازاریابی وجود داشته باشد. تدوین برنامه مناسب به تنهایی برای بانک کافی نیست، بلکه باید در کارکنان انگیزه ایجاد کرد تا برنامه ها را به درستی به اجرا درآورند. مدیران بانک ها باید برنامه های فرهنگی مناسب را در سطوح مدیریت و شعب بانک ایجاد کنند.
3. مدیران بانک ها بایستی به منظور بهبود عملکرد مالی و عملکرد بازار، توجه ویژه ای به جهت گیری بازار، خلاقیت در برنامه های بازاریابی، اثربخشی در اجرای برنامه های بازاریابی داشته باشند و در راستای تقویت و ایجاد عوامل مذکور اقدامات مناسب مدیریتی را انجام دهند.
4. از انجا که مدیران میانی نقش مهمی را در اجرای موفقیت آمیز برنامه های بازاریابی بانک ایفا می کنند لازم است بانک ها توجه خاصی به این گروه از مدیران بنمایند و در انتخاب و آموزش این مدیران دقت لازم را به عمل آورند.
5. به مدیران بانک ها پیشنهاد می شود که در جهت رضایت مند نمودن کارکنان بانک اقدامات مناسبی را انجام دهند، سیستم ها و رویه های مناسبی برای مدیریت منابع انسانی به کار گیرند و در راستای جهت گیری مناسب و بهتر در بازار و به تبع آن بهبود عملکرد مالی و عملکرد بازار از فناوری های پیشرفته استفاده نمایند و با استفاده از این فناوری ها خدمات نوین و متمایزی ارائه دهند.

 

نتیجه گیری:
مدیریت موثر بازاریابی زمانی در بانک ها اعمال می شود که با توجه به رسالت و اهداف بانک و پیش بینی تاثیرات محیطی و تجزیه و تحلیل فرصت ها و تهدیدها و داشتن برنامه ریزی مناسب بتوان ضمن جذب مشتری های جدید، مشتری های موجود را حفظ نمود.با توجه به جهانی شدن و خصوصی سازی، بازاريابی برای خدمات بانكداری الكترونيكی نيازمند آموزش مناسب، عوامل اجرايی با انگيزه، ايجاد زيرساخت های فنی، حقوقی و فرهنگی مناسب، توجه به نيازهای بازار، افزايش انعطاف پذيری، پاسخگويی مناسب و قيمت گذاری مناسب خدمات می باشد.


نكته كليدی در بانكداری الكترونيكی اين است كه همه بخشها در بازار الكترونيكی كشور اعم از دولت، بانكها، بخش خصوصی و مردم عامی هزينه می كنند و معلوم نيست كه چه كسی از اين هزينه ها منتفع خواهد شد و به چه مقدار؟جواب اين سوال چيزی نيست جز اينكه كسی (حقيقی يا حقوقی) از اين هزينه ها منتفع می شود كه نيازهای اين بازار را قبلاً پيش بينی كرده و خود را برای ارائه خدمات متمايز، گسترده و برنامه ريزی شده به اين نيازها آماده و مهيا كرده باشد. البته به جا گذاشتن نام نيك در هر يك از اين عرصه ها سودآوری بلند مدت سازمان را تضمين می نمايد.تعامل با عوامل بازار الكترونيك بصورت دوسويه در كنار گسترش و نفوذ سخت افزار بانكداری الكترونيكی از طرف دولت، بازار و بانك باعث تسهيل راه برای خدمات بانكداری الكترونيكی می شود و برای بازاريابی خدمات بانكداری الكترونيكی بهترين ابزار تكنولوژی ارتباطات الكترونيكی ( بی سيم و با سيم ) است.

 

منابع:
1. روش های کاربردی بازاریابی خدمات بانکی برای بانک های ایرانی- داور ونوس – میترا صفاریان- نشر نگاه دانش- بهمن 1384
2. اصول بازاریابی-فیلیپ کاتلر- گری آرمسترانگ- ترجمه بهمن فروزنده- نشر آموخته- 1385
3. ارتباط با مشتری- راجوکارترایت- ترجمه علی پارسائیان- نشر ترمه- 1382
4. بازاریابی خدمات بانکی- نویسنده داریوش رشیدی- نشر کوسار- 1387
5. بازارشناسی و بازاریابی- نویسنده علی رمضانی- نشریه داخلی بانک کارآفرین- شهریور 1388
6. www.bankiran.com